فلسفه مهدويت پژوهي از جمله فلسفههاي مضاف به علوم است
« فلسفه مهدويت پژوهي»
در راستاي اطلاع رساني داده هاي مهدويت و سهولت و هدايت در پيشرفت پژوهش هاي رو به شتاب مهدويت لازم است مهدي پژوهان از فعاليت هاي همديگر با خبر شوند تا بدين واسطه بتوانند از كارهاي تكراري و موازي كاري پرهيز كرده و نيروي خويش را در جهت غنا وتعميق فعاليت هاي علمي پژوهشي مهدوي به كار بندند.نظر به انجام كلان پروژه هاي مهدوي كه در پژوهشكده انتظار نور در قم انجام مي شود و دانستن روال ، مراحل، و نتايج كارهاي انجام شده مهدي پژوهان ميتوانند براي كارهاي مورد نظر خويش مسير بهتر و كاربردي تري را با داشتن اين اطلاعات انتخاب كنند.از اينرو هر از چند گاهي نظر يكي از مديران گروه ها و يا مدير پروژه هاي پژوهشكده انتظار نور را در اين زمينه بازتاب مي دهيم؛به اميد كارايي در تحقيقات مهدوي پژوهي انشاءالله.
نكات زير مطالبي است كه حجه الاسلام حسين الهي نژاد عضو هيئت علمي پژوهشكده انتظار نور در زمينه پروژه« فلسفه مهدويت پژوهي» اظهار داشته اند.
:فلسفه مهدويت پژوهي از جمله فلسفههاي مضاف به علوم است . رشتهاي، كه با نگاه بيروني ، كلي و فرانگر، به انديشه مهدويت مي پردازد. از آنجائي كه فلسفههاي مضاف در دو ساحت حقايق و علوم ، قابل تعريف و ارائه هستند ، فلسفه مهدويت پژوهي نيز در دو رويكرد فوق قابل طرح مي باشد، زيرا اگر مهدويت پژوهي را به عنوان يك امر خارجي(اعم از حقيقي يا اعتباري) نه به عنوان يك علم يا رشته علمي تلقي نمائيم، در اين فرض فلسفه مضاف نوع اول كه همان فلسفه مضاف به امور و حقايق است تحقق پيدا كرده است. پس در اين صورت فلسفه مهدويت پژوهي، فلسفه مضاف به يك باور و اعتبار خارجي كه همان مهدويت باشد ، خواهد بود و مباحث آن نيز، مباحث جزئي و دروني نظير بحث اثبات مهدويت ، بحث امامت امام زمان(ع) ، بحث غيبت، انتظار، ظهور و… مي باشد، كه از آن به مباحث درجه اول تعبير مي نمايند. اما در صورتي كه مهدويت پژوهي را به عنوان يك علم يا رشته علمي تلقي نمائيم (مقصود در اين پروژه نيز همين است) پس نوع دوم فلسفه مضاف كه همان فلسفه مضاف به علوم باشد خود نمائي مي كند، و مباحثي كه در اين فرض قابل طرح است، مباحث كلي و بيروني و درجه دوم خواهد بود كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:
چيستي مهدويت پژوهي و فلسفه آن.جايگاه مهدويت پژوهي درطبقه علوم و رابطه آن با علوم ديگر
ساختار و منظومه مهدويت پژوهي.مبادي و مباني مهدويت پژوهي.تحول و تطور مهدويت پژوهي
روش شناسي مهدويت پژوهي.آسيبها و چالشهاي مهدويت پژوهي.فرصتها و بايستههاي مهدويت پژوهي.هندسه و نقشه علمي مهدويت پژوهي.
هدف و ضرورت تحقيق:
از پيدايش فلسفههاي مضاف به مثابه دانشهاي مستقل و منسجم ديري نگذشته است و در باره اين دست مسائل، از معارف دقي، چندان كه بايد سخن به ميان نيامده است به همين وزان دانش نو پاي فلسفه مهدويت پژوهي نيز در اين راستا توجيه مي شود.
بي شك در عرصه مهدويت پژوهي بيشترين نگاه و نگرشِ محققين و متخصصين مهدوي و نيز مراكز و مجامع علميِ مرتبط ، حول معارف درجه اول كه همان معارف دروني و جزئي مهدوي است، مي باشد و كمتر با نگاه درجه دو، و با نگرش بيروني و كلي به آنها توجه ميشود، و حال آنكه مباحث درجه دو كه همان مباحث فلسفه مهدويت پژوهي است به دليل ذيل داراي اهميت و جايگاه مهمي است.
- بررسي وضعيت موجود مهدويت پژوهي و حركت به سوي وضعيت مطلوب
- نگاه و نگرش كلي به دانش مهدويت پژوهي و احاطه علمي به تاريخ پيدائي آن
- بنيادي و زير ساختي بودن مباحث فلسفه مهدويت پژوهي
- ضرورت بسط و باروري مباحث مهدويت پژوهي
- لزوم تقويت مباني نظري و معرفتي مهدويت پژوهي
اهداف پروژه:
در فلسفه مهدويت پژوهي به دنبال رفع كاستيها و عيوب ساختاري ، كژيها و نواقص روشگاني ، نقايص و نارسائيهاي تبييني ، ناراستيها و لغزشهاي محتوائي ، استطرادات و زوايد و… و از طرفي به دنبال برجسته كردن كمالات و كارائيها ، ظرايف و ظرفيتها ، عمق و وسعت ، استحكام و استواري در عرصه مهدويت پژوهي هستيم.
پيشينه تحقيق:
گر چه طرح فلسفه مهدويت پژوهي يك طرح نو و بديعي است و با اين نام و عنوان و نيز با همه مؤلفهها و مسائلش در دستور كار هيچ افراد يا گروهي قرار نگرفته است، ولي نبايد از اين نكته غافل بود كه برخي از مؤلفههاي آن نظير مباني و اصول مهدويت ، آسيب شناسي مهدويت ، هندسه و منظومه مهدويت و… به صورت غير منسجم و جست و گريخته در برخي از كتابها و مقالهها آمده است. مثلا در كتاب «راه مهدي» تأليف سيد رضا صدر به مباني فطرت و عدل اشاره شده است. و در كتاب «در انتظار ققنوس» تأليف سيد ثامر هاشم العميدي به مباني نقلي نظير آيات و روايات و تواتر آن اشاره شده است. و در كتاب حكومت جهاني مهدي(ع) تأليف آية الله مكارم شيرازي به يكي از مباني مهدويت پژوهي نظير فطرت كه در قالب عشق به عدالت و صلح تبلور دارد، اشاره شده است و نيز كتاب «قيام و انقلاب مهدي» اثر شهيد مطهري ، ايشان با مباني عقلي با رويكرد فلسفه تاريخ به موضوع پرداخته است. همچنين كتابي تحت عنوان «مباني معرفتي مهدويت» به نام اصغر طاهر زاده به رشته تحرير در آمده است و در قسمت مقالات نيز، مقالهاي تحت عنوان «فرجام تاريخ در انديشهي معاصر» به قلم بهروز رشيدي و مقاله «بررسي آرمان شهر ديني و آرمان شهر حكيم فارابي» و مقاله «پايان تاريخ و واپسين انسان در قلمرو تئوريهاي مدرن غربي و نظريه ولايي شيعي» كه در كتاب «مجموعه مقالات بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت» به چاپ رسيده در اين راستا توجيه مي شود. در فاز آسيب شناسي نيز برخي مراكز نظير پژوهشكده انتظار نور به بررسي كليه كتاب هاي مهدويت و جمع آوري پرسشهاي مردمي مهدويت پرداخته است و در واقع بسترهاي لازم را جهت آسيب شناسي مهدويت پژوهي فراهم نموده است ولي متأسفانه خود آسيب شناسي را صورت نداده است. پس نتيجهاي كه از مطالب بالا قابل برداشت است، اين است كه پيرامون فلسفه مهدويت پژوهي به صورت مستقل و فراگير ، كار جدي صورت نگرفته است.
با تشكر از حجه الاسلام الهي نژاد
