<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبسایت منجی</title>
	<atom:link href="http://monjee.com/news/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://monjee.com/news</link>
	<description>وبسایت  پژوهشكده مهدویت</description>
	<lastBuildDate>Wed, 21 Jul 2010 05:42:44 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>بازدید صبح امروز ریاست دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم حجه الاسلام سید حسن ربانی از پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1355</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1355#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Jul 2010 05:41:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1355</guid>
		<description><![CDATA[مهدویت از ممیزه های اصلی شیعه است و انتظار فرج همان انتظار ظهور حضرت مهدی عج است

بازدید صبح امروز (چهارشنبه ۳۰/۴/۸۹)ریاست دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم حجه الاسلام سید حسن ربانی از پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی
در دیداری که ریاست محترم دفتر تبلیغات اسلامی صبح امروز  از پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی داشتند در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مهدویت از ممیزه های اصلی شیعه است و انتظار فرج همان انتظار ظهور حضرت مهدی عج است</strong></p>
<p><span id="more-1355"></span><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>بازدید صبح امروز (چهارشنبه ۳۰/۴/۸۹)ریاست دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم حجه الاسلام سید حسن ربانی از پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>در دیداری که ریاست محترم دفتر تبلیغات اسلامی صبح امروز  از پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی داشتند در جمع مدیر و اعضای هیئت علمی این«پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی» تاکید کردند:مهدویت از ممیزه های اصلی شیعه است و انتظار فرج همان انتظار ظهور حضرت مهدی عج است. مراکز امروزه باید برای آینده دور خود برنامه ریزی کنند قبلا ما چنین نگاهی به مراکز نداشتیم ولی امروز چنین انتظاری داریم که مراکز برای آینده  خود برنامه ریزی کنند.مهدویت یک موضوع پر نقش و حیاتی برای شیعه است.چنین آموخته ایم که یک موضوع هر چه از اهمیت بیشتر برخوردار باشد ممکن است از نظر دشمنان مورد تهدید قرار بگیرد و به انحراف کشیده شود .</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>وی در خصوص اهمیت  موضوع مهدویت  گفتند:هر موضوعی  به همان مقدار که دارای اهمیت است به همان مقدار نیز میتواند مخرب باشد و امروز مهدویت اهمیت ویژه ای پیدا کرده است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ریاست دفتر تبلیغات اسلامی افزودند:هر چند قبل نیز گفته شد جهت گیری «پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی» پیش از این کار فرهنگی هم بود اما به مرور چنین ماموریتی برای این مرکز تعریف شد که کارهای فرهنگی را بگذارید دیگر مراکز انجام بدهند و «پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی»لازم است به جنبه های پژوهش مهدویت بپردازد که با ورود جناب آقای دکترغلامرضا بهروز لک به «پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی» خوشحال شدم که روال در جای صحیح خودش قرار خواهد گرفت.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>حجه الاسلام سید حسن ربانی در مورد پیرایش روایات مهدوی ادامه داد:</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>شک نیست که در میان روایات به طور کلی و در روایات مهدویت به خصوص موارد سقیم و صحیح بسیار وجود دارد.اسناد تاریخی آنها باید به خوبی بررسی شود و روایت صحیح و آنچه که میشود به آن تکیه کرد و یک تصویر صحیح از مهدویت ارایه داد ارایه شود.چنانچه این پالایش صورت نگیرد به ناصالحان فرصت دادهایم تا اندیشه ناب مهدویت را با خرافات مخلوط کرده و به خورد مخاطبان بدهند.و این کار بحمدالله آغاز شده است و ضمیمه شدن آینده پژوهی به پژوهش های مهدویت نیز خود نوید بخش است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ایشان در باره آینده پژوهی در «پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی» گفتند:آینده پژوهی قلمروی تازه ای است که در مهدویت وارد شده است و در کل کشور نیز یک موضوع تازه ای است و آغاز کار همیشه با سختی ها و کاستی ها روبرو است ولی شما باید جزو پایه گذارن این اندیشه باشید و مهدویت را با اندیشه علمی پیش ببرید.البته نباید روند این کار به انحراف کشیده شود چون راه نوی است.اگر این راه صحیح طی شود میتواند منشاء خیر باشد و شما باید تصویر عالمانه ای از مهدویت ارایه دهید.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1355</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مراحل اصلی پروژه &#8220;بررسی تطبیقی مهدویت در مذاهب اسلامی&#8221; در تابستان آغاز می شود</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1348</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1348#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Jul 2010 02:49:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1348</guid>
		<description><![CDATA[مدیر گروه مبانی و کلام پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی از اغاز مراحل اصلی پروژه بررسی تطبیقی مهدویت در مذاهب اسلامی در تابستان سال جاری در این پژوهشکده خبر داد.
 
حجت الاسلام محمد تقی ربانی، مدیر گروه مبانی و کلام پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی دفتر تبلیغات اسلامی در گفتگو با خبرنگار آینده روشن در تشریح پروژه بررسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مدیر گروه مبانی و کلام پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی از اغاز مراحل اصلی پروژه بررسی تطبیقی مهدویت در مذاهب اسلامی در تابستان سال جاری در این پژوهشکده خبر داد.<span id="more-1348"></span></p>
<p> </p>
<p dir="rtl">حجت الاسلام محمد تقی ربانی، مدیر گروه مبانی و کلام پژوهشکده مهدویت و آینده‌پژوهی دفتر تبلیغات اسلامی در گفتگو با خبرنگار آینده روشن در تشریح پروژه بررسی تطبیقی مهدویت در مذاهب اسلامی این پژوهشکده گفت: در این پروژه به ۲ نکته اساسی توجه شده است. اگر نگاهمان به مهدویت فقط شیعی باشد، سایر فرق تعریف خود را ارایه می دهند و راه هر کس در این عرصه جدا می شود. این مسئله با بسیاری از اهل سنت و اهل وهابیت محل اختلاف است و انرژی بسیاری از جهان اسلام را به خود معطوف می کند.<br />
وی بر لزوم معرفی پیام های دین اسلام و انقلاب و نظام جمهوری اسلام ایران به جهان تاکید کرد و گفت: انقلاب اسلامی ایران در حوزه ها و عرصه های بسیاری وارد شده است. پیام های انقلاب باید فراتر از نگاه درون مذهبی ارایه شود. اگر میخواهیم مهدویت را در جهان اسلام مطرح کنیم باید یک فعالیت پیشینی پژوهشی درباره مهدویت در نگاه اسلامی را ارایه کنیم و این نیازمند سازو کار و مولفه های خاص خود است.<br />
وی افزود: باید بررسی کنیم که چه مسایلی از مهدویت را می توان در جهان اسلام مطرح کرد. جهان اسلام بسیاری از مباحث را از انقلاب و جمهوری اسلامی طلب می کند و یکی از وظایف ما پاسخ به این توقعات است که این پروژه با این رویکرد آغاز شده است.<br />
وی ادامه داد: این پروژه از سال ۸۸ در دستور کار قرار گرفت و مطالعه و طرح های اولیه آن انجام شده و در سال جاری وارد طرح های تفصیلی می شود. مراحل اصلی عملیاتی آن از تابستان آغاز می شود ولی با این حال مطالعات این پروژه در حال انجام است و پیش نیازها مانند شناسایی و جمع آوری منابع و بررسی روش ها تا حدودی انجام گرفته و مابقی در حال انجام است.<br />
وی از بررسی آسیب شناسی حضور جوانان در عرصه مهدویت نیز در قالب یک پروژه در این موسسه خبر داد و گفت: همواره در طول تاریخ بیشترین مخاطبان مدعیان باطل و دروغین جوانان بودند. در عصر حاضر نیز بسیاری از مدعیان در فرهنگسراها و کانون هایی که جوانان در آنجا حضور دارند، فعالیت می کنند و غالب مخاطبان آنها جوانان هستند.<br />
وی اظهار کرد: پس از جمع بندی تجارب حاصل از تحقیق و بررسی های انجام شده در این حوزه و تحلیل فعالیت های میدانی این بحث، به نتیجه نهایی رسیدیم. این پروژه در سال ۸۷ به سفارش سازمان ملی جوانان انجام شد.<br />
حجت الاسلام ربانی پروژه مربوط به منشور مهدویت را یکی دیگر از فعالیت های پژوهشی این مرکز به سفارش معاونت فرهنگ و تبلیغ دفتر تبلیغات اسلامی دانست و بیان کرد: در تبلیغ ها باید به چشم اندازهایی توجه کنیم که این چشم اندازها می تواند به عنوان مبانی و زیر ساخت های یک حرکت تبلیغی قرار بگیرد.<br />
وی اظهار کرد: در این طرح چگونگی کاربردی شدن عقبه و چشم انداز فرهنگی مواردی چون حجاب، معاد و نماز و روزه و امر به معروف به عنوان مسایل مرتبط با یک جامعه مطرح شده است تا تبلیغات بر آن اساس تقسیم بندی شود و هر مرکز فرهنگی، آموزشی، سیاست گذاری و برنامه ریزی وظیفه خود را در عرصه تبلیغ بداند. <br />
گفتنی است کتاب دعا و ادعیه برای حوزه های علمیه خواهران و کتاب معرفی مسجد امام حسن مجتبی(عج) پیش از این از حجت الاسلام ربانی منتشر شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1348</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علم المستقبل (۳)</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1342</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1342#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 03:47:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[العربیه]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات العربیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1342</guid>
		<description><![CDATA[ثمة إشكالية على مستوى المنهجية تتمثل في تفاوت المواقف بين عرض للمنهجيات الغربية

 
 إشكالية الأدوات المنهجية:
ثمة إشكالية على مستوى المنهجية تتمثل في تفاوت المواقف بين عرض للمنهجيات الغربية ( والتي عادة ما تنحصر في الأدوات المنهاجية)*، والدعوة إلى تطوير منهجيات مستقلة، ومحاولة تطوير هذه المنهجيات المستقلة في بعض الكتابات (تهتم بمستوى المنهجية والمنهج وليس بالضرورة الأدوات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ثمة إشكالية على مستوى المنهجية تتمثل في تفاوت المواقف بين عرض للمنهجيات الغربية</p>
<p><span id="more-1342"></span></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> إشكالية الأدوات المنهجية:</p>
<p dir="rtl">ثمة إشكالية على مستوى المنهجية تتمثل في تفاوت المواقف بين عرض للمنهجيات الغربية ( والتي عادة ما تنحصر في الأدوات المنهاجية)*، والدعوة إلى تطوير منهجيات مستقلة، ومحاولة تطوير هذه المنهجيات المستقلة في بعض الكتابات (تهتم بمستوى المنهجية والمنهج وليس بالضرورة الأدوات المنهجية)، تلك الإشكالية جاءت في بعد منها كانعكاس لأزمة المنهجية في الدراسات المستقبلية الغربية حيث تشير عدد من الكتابات على عدم وجود منهج متفق عليه في الدراسات المستقبلية.</p>
<p dir="rtl">تتعلق بهذه الإشكالية على مستوى المنهجية و المنهج، إشكالية أخرى تتعلق بالأدوات المنهجية: فيشير ضياء الدين سردار في مستهل كتابه The Future of Muslim Civilization أن الأدوات الجديدة للدراسات المستقبلية لها قيمة، إلا أنه لا يجب الاعتماد عليها تماما فنشأتها الغربية تحملها تحيزات وأحكاماً غربية، هي بالتأكيد مفيدة في تحليلاتنا، لكن استخدامها يتطلب درجة من الوعي بالأطر التي نشأت فيها، ومن ثم إدراك أنها قد تنتج مستقبلات بديلة لا تناسب الاحتياجات و الأهداف و القيم الإسلامية. و في نفس المعنى &#8211; و لكن في إطار أوسع يشمل الدراسات السياسة الإسلامية- أشار البعض إلى أن عمليات الاستفادة من المنهجيات الغربية في مجال الأدوات على وجه الخصوص مهمة لكن في سياق وعي باللياقة المنهاجية و الفاعلية. في هذا الإطار، برزت إشكالية الأدوات المنهجية في عدة كتابات في إطار المفاضلة بين الأدوات الكمية والكيفية، أو بالتأكيد على ضرورة الجمع بينهم: المناهج الكمية (لتفضي إلى الدقة) و الكيفية (لتفضي إلى الرؤية). و هنا يطرح رأي فكرة أن دقة النتائج لا ترتبط بأسلوب التحليل ولكن بعمق هذا التحليل (سواء كان كمياً أو كيفياً)، وأنه إذا لم يتم وضع ضوابط منهجية صارمة يسهل الوقوع في أخطاء علمية. ويرى د. المهدي المنجرة أن التحليل الكمي مرحلة ضرورية لضبط المؤشرات و تجسيم الرؤى، و أن المبالغة في استخدام أساليب كالنمذجة الرياضية مثلاً لا يرجع إلى المنهج، بل إلى كيفية استخدامه دون مراعاة حدوده.</p>
<p dir="rtl">تجدر الإشارة إلى أن الدراسات المستقبلية بدأت تأخذ شرعية كـ&#8221;علم&#8221; بقابلية تطبيق الأدوات الكمية في دراسة المستقبل، حتى لا تتهم بأنها عملية تخيلية محضة، إلا أنه لا يجب الخلط &#8211; في هذا الإطار- بين الدقة التي توفرها الأساليب الكمية والموضوعية التي تدعيها أحياناً، فإذا اعترفنا بالمقولة الشائعة بأن الأرقام لا تكذب، فان ذلك لا يعني بالضرورة أننا لا نستطيع أن نكذب بالأرقام، ومن ثم فإن اللجوء للتكميم قد يكون ابتغاءً للدقة لكن ليس بالضرورة الموضوعية، ويكون أيضا بادراك أن المبالغة في تطبيق الأساليب الكمية قد يقف عائقاً أمام رسم صورة صحيحة للواقع، حيث يصبح من الصعب الأخذ في الاعتبار الظواهر التي لا تقبل بطبيعتها الخضوع للتكميم.</p>
<p dir="rtl">۸. موقع الدراسات المستقبلية بين العلوم:</p>
<p dir="rtl">إشكالية أخرى متعلقة بالدراسات المستقبلية، هي موقعها بين العلوم، وتلك الإشكالية تتباين بخصوصها الكتابات: يرى د. المهدي المنجرة أنها ليست بعلم وإن استعانت منهجياتها ببعض العلوم الدقيقة والاجتماعية، و يتفق معه في ذلك د. أحمد صدقي الدجاني حيث يرى أنها وإن لم تكن علماً بمفهوم العلم التجريبي فإنها تحاول اعتماد مناهج علمية تنأى بها عن التنبؤ. ويرى د. محمود زايد نقلاً عن &#8220;أوسيب فليختهايم&#8221; أن &#8220;علم&#8221; المستقبل ليس من العلوم البحتة كالرياضيات، وإنما هو كعلم الاجتماع الذي يقوم على نوع من المعارف الدقيقة عن الإنسان وعالمه.</p>
<p dir="rtl">ضمن الاتجاه الذي يري الدراسات المستقبلية علماً يرى د. ماجد فخري أنها علم استناداً إلى أنها لها موضوع محدد (و هو الكائن الممكن أي الذي لم يوجد بعد ولكنه قابل للوجود في الزمان المستقبل)، ومنهج (التجربة والاختبار: من خلال خبرة الأجيال الماضية، الاستدلال والاستقراء، والتعميم) مما يؤدي إلى الخروج بأحكام عامة متماسكة منطقياً. و إلى آخر ذلك من اتجاهات تتأرجح بين اعتبار أن للمستقبل &#8220;علم&#8221; أو باعتباره&#8221; فلسفة&#8221;، أو باعتباره &#8220;فناً&#8221;، واتجاهات تسكنه ضمن علم التاريخ أو ضمن علم اجتماع التاريخ&#8230;الخ.</p>
<p dir="rtl">في هذه الإشكالية يتناول هاني محمد خلاف موقع المستقبلية في بنيان المعرفة، فيقرر أنها لا تمثل علماً مستقلاً، لأن موضوع المعرفة فيها غير محدد (قد تتناول ظواهر اجتماعية وقد تتناول ظواهر طبيعية)، كما أن فكرة الظاهرة التي تدرسها (المستقبل) غير موجودة بالأصل، ويرى أن هذا لا ينتقص من قيمة الدراسات المستقبلية في بنيان المعرفة حيث أن المستقبلية يمكن أن تكون فلسفة ويمكن أن تكون منهجاً.</p>
<p dir="rtl">يمكن اعتبار الدراسات المستقبلية أسلوباً لدراسة ظاهرة ما، فهذا التكييف يأخذ في اعتباره الطبيعة البينية للدراسات المستقبلية و استخدامها في مجالات مختلفة (لدراسة ظاهرة طبيعية-أو اجتماعية)، مما يفسر أيضا عدم الاتفاق على مناهج محددة للدراسات المستقبلية إذ إنها بالضرورة تعتمد في دراسة ظاهرة ما على مناهج و اقترابات الحقل الذي يهتم بتلك الظاهرة. لكن إذا كان الأمر كذلك فما الجديد الذي تقدمه الدراسات المستقبلية؟ فكل حقل علمي يهدف من وراء تطوير نظرياته الوصف والتفسير والتنبؤ بمسار الظاهرة في المستقبل، والظواهر الاجتماعية ومنها السياسية ليست استثناء من هذا الطموح، فلماذا تفرد أهمية خاصة للدراسات المستقبلية؟</p>
<p dir="rtl">تأتي خصوصية الدراسات المستقبلية وأهميتها في موقفها من الزمن (لا من وجهة نظر فلسفية ولكن من وجهة نظر منهجية) فعادة ما يعد الزمن متغيراً مستقلاً ويؤخذ كمعطى، ولكن الدراسات المستقبلية تأخذ الزمن بصــورة جديـة، كإشكالية لا كمعطى، وتنظر إليه على أنه متغيـر تابع للخبرة الإنسانية والحضارية. هنا تأتي أهمية التفريق بين الدراسات المستقبلية ووظيفة التنبؤ في العلوم الاجتماعية *والذي عادة ما يثير أسئلة من قبيل كيف نقيّم نجاح أو إخفاق الدراسات المستقبلية؟ و تتم الإجابة بالربط بين نجاح أو فشل النظريات الاجتماعية في التنبؤ. فتقييم (وتقويم) نظرية ما يكون في مدى قدرتها على التفسير والفعالية والقدرة على التنبؤ وترجع نتائج عملية التقييم تلك، في إطار تغذية استرجاعية لتقويم النظرية (في إطار اختبار النظرية)، في ضوء مدى ملائمتها لدراسة الواقع.</p>
<p dir="rtl">أما الدراسات المستقبلية فإنها لا تهدف للتنبؤ، بل إلى فتح مجالات المستقبل من خلال تحليل افتراضي بالإجابة على التساؤل: ماذا لو..؟، بالتالي فنجاح أو فشل الدراسات المستقبلية لا يقيّم بدقة التوقعات، وتحقق نبؤات* ،حيث إنها لا تهدف إلى كتابة تاريخ المستقبل، &#8220;والمجتمع الذي تقع فيه الأزمات على نفس الوتيرة التي يرصدها المستقبلي&#8230;مجتمع أليق بالمستقبلي أن يغادره ويرحل عنه.&#8221;</p>
<p dir="rtl">هل يمكن ان تكون الدراسات الميتقبلية امتداد لدراسات أخرى ممتدة في تراثنا العربي الإسلامي؟ يتركز مجال الاهتمام هنا أيضا في &#8220;الدراسات&#8221; المستقبلية، بالمعنى الذي يسعى إلى مستوى معين من الانضباط المنهجي&#8230;وعليه لا يجري البحث في كل أشكال الإنتاج الفكري ذات التوجه المستقبلي على أهميتها&#8230;فنحن بمحاولتنا البحث عما إذا كانت الدراسات المستقبلية تعتبر إمتداد لدراسات أخرى وجدت طريقاً لها في مصادرنا التراثية لا نسعى لاختزال التراث لصالح اجتهادات فكرية معاصرة، وأيضاً لا نسعى لإعادة تعريف الدراسات المستقبلية بشكل يتفق مع ما نجده من إنتاج فكري في التراث لإضفاء الشرعية عليها&#8230;فابتداءً يجب أن نشير إلي ما سبق ذكره في التمهيد من علاقة أشكال الإنتاج الفكري بالواقع، مما يجعل لكل شكل من أشكال الاهتمام بالمستقبل شرعية وجوده التي تستند إلي ارتباطه في ظروف واقعه والسياق الذي يؤدى إلي إنتاجه&#8230;و من هنا لا نهدف إلى القفز فوق محددات وديناميات الواقع و اختزال المساحة الزمنية من أجل اثبات تصور مسبق بتطابق الدراسات المستقبلية مع نماذج تراثية (أيا كانت المسميات)، ومن ثم إضفاء شرعية على الأولي أو تعظيم شأن الثانية&#8230;لأن تبرير وجود أي منهما إنما يأتي في ارتباطها بواقعها وقدرتها على فهمه و تفسيره و إصلاحه.</p>
<p dir="rtl">إلا أنه في هذا الإطار تجدر الإشارة إلى نماذج وأنماط مهمة ذات توجه مستقبلي في مصادرنا التراثية: نموذج اليوتوبيا (المدينة الفاضلة) وما يشابهها من اجتهادات فكرية تحاول المقارنة بين واقع و اقتراح واقع بديل. نموذج أدب النصيحة كنقد للواقع المعاش. نموذج الأزمة: كشفها، رؤيتها وكيفية الخروج منها. نموذج فكرة المهداوية و التأرجح بين البشارة و الأسطورة. نموذج التأصيل النظري للسنة في فكر ابن خلدون. و تأتي أهمية الإشارة لتلك النماذج في التراث الإسلامي لا لذاتها و لكن كتعبير عن العوامل التي أدت إلى ظهورها و انتشارها، فظهورها ليس مجرد تعبير عن النزوع الفطري للاهتمام بالمستقبل و لكن تحكمه عوامل تعكس كيفية تعامل الإنسان مع واقعه وفقاً لرؤية معينة للعالم، و لدوره ومسئوليته فيه. تلك العوامل يربطها د. سيف الدين عبد الفتاح بثقافة &#8221; النظر&#8221; حين يؤصل لها و يبينها، فأهم تلك العوامل تتمثل في النظر الإصلاحي، و النظر التدبيري، والنظر السنني، و النظر المقاصدي. النظر الإصلاحي و النظر التدبيري يرتبط كلاهما بمفهوم السياسة، فالسياسة باعتبارها القيام على الأمر بما يصلحه، تجعل للنظر الإصلاحي دلالات استشرافية من حيث إصلاح وضع غير مرغوب للخروج إلى وضع مرغوب، والنظر التدبيري يأتي مكملاً للنظر الإصلاحي بالجمع بين عنصري الوعي والسعي&#8230;أي بإضافة عنصر الحركة و الفعل الايجابي. و يأتي كل من النظر الإصلاحي والتدبيري في إطار النظر السنني والنظر المقاصدي&#8230;.الأول يؤصل للنظر الاستشرافي في إطار الوعي بالسنن المتحكمة في حركات و مجالات الكون والتاريخ والنفس والاجتماع، والثاني يتكامل مع النظر السنني بالانتقال الي الغايات العامة التي يُسعى إليها.</p>
<p dir="rtl">بتكامل تلك العوامل: الإصلاح، والتدبير في إطار الوعي بالسنن والمقاصد تشكلت رؤية إسلامية للعالم (و للمستقبل بشكل خاص) أنتجت في إطار تفاعلها مع الواقع تلك التوجهات المستقبلية المعبرة عن النظر الاستشرافي. هنا تبرز أهمية التمييز بين الدراسات المستقبلية والاهتمام بالمستقبل (أو النزعة المستقبلية)، فلا يوجد عصر أو حضارة تخلو من النزعة المستقبلية إلا أن خصائص و ظروف واقعها تحكم أشكال الاهتمام به، و من هنا لا يتم طرح التساؤلات من قبيل: هل الحضارة العربية الإسلامية أثبتت من خلال إنتاجها الفكري أنها حضارة ذات توجه مستقبلي أم لا، فمثل هذه التساؤلات لا تجد ما يسوغها، إلا ربما في حالات اختبار أطروحات معنية تتخذ مواقف منطلقة من مقولات الحتمية سواء الثقافية أو غيرها،* وهو بأي حال من الأحوال يخرج من مجال الاهتمام في هذه المقالة.</p>
<p dir="rtl">هذا العرض السابق كان ضروريا لطرح تساؤل محدد هل يمكن التحدث عن الدراسات المستقبلية الإسلامية كامتداد طبيعي للدراسات التاريخية الإسلامية؟ ولكن قد يظل التساؤل مطروحاً لماذا التاريخ بالذات؟ و للاجابة عليه تلزم توطئة أخرى تتناول علاقة الدراسات المستقبلية بالتاريخ&#8230; ينطلق د. أحمد صدقي الدجاني في تعريفه للدراسات المستقبلية من كونها &#8220;امتداد[اً] للدراسة التاريخية&#8230;وهي تتناول بالحديث المستقبل من خلال النظر في الحاضر والماضي&#8230; [و]هي محاولة علمية تتكامل فيها الدراسات لمعرفة جوانب صورة الحاضر وتحليلها والتعرف على مجرى الحركة التاريخية من خلال دراسة الماضي و ملاحظة سنن الكون، والانطلاق من ذلك كله إلى استشراف المستقبل وتشوفه وصولاً إلى طرح رؤية له. وتتضمن هذه الرؤية توقعات يحتمل حدوثها كاستمرار للحركة التي تحكم الواقع القائم، وبدائل وخيارات وأحلاماً يجرى التطلع لتحقيقها بممارسة الفعل.&#8221;</p>
<p dir="rtl">القيام بالدراسة المستقبلية لا يعني فصل حلقات الزمن الثلاث بالتركيز على المستقبل، بل يتم النظر للزمن بحلقاته الثلاث (الماضي والحاضر والمستقبل) بشكل متوازن، وبنفس القدر من الاهتمام. تجري دراسـة ظواهر الماضي في إطار علم التاريخ، ومن هنا تظهر أهمية العلاقة بين الدراسة التاريخيـة والدراسة المستقبلية، حيث تعتبر الدراسات المستقبلية في كثير من الأحيان امتداداً للدراسة التاريخية، فإذا كان علم التاريخ يحـاول تطوير علل وأسباب للظواهر الاجتماعية الماضية، فان تلك العلل والأسباب لا تنطبق فقط على الأحداث التاريخية ولكن يمكن أن تفسر أيضا أحداث ووقائع مستقبلية افتراضية.</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1342</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علم المستقبل (۲)</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1333</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1333#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 03:24:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[العربیه]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات العربیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1333</guid>
		<description><![CDATA[كتابات تعرض للمناهج الغربية بالرصد والشرح والتوضيح. (فتوضح أنواع السيناريوهات، أو تتحدث عن تكنيك دلفي&#8230;الخ).

أما تلك الكتابات التي تتحدث عن الدراسات المستقبلية &#8211; وليست دراسات مستقبلية في حد ذاتها- وتعرضت لمسألة المنهج نجدها تنقسم إلى:
كتابات تعرض للمناهج الغربية بالرصد والشرح والتوضيح. (فتوضح أنواع السيناريوهات، أو تتحدث عن تكنيك دلفي&#8230;الخ).
كتابات تؤكد ضرورة بناء منهاجية تتفق والإطار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>كتابات تعرض للمناهج الغربية بالرصد والشرح والتوضيح. (فتوضح أنواع السيناريوهات، أو تتحدث عن تكنيك دلفي&#8230;الخ).</p>
<p><span id="more-1333"></span></p>
<p dir="rtl">أما تلك الكتابات التي تتحدث عن الدراسات المستقبلية &#8211; وليست دراسات مستقبلية في حد ذاتها- وتعرضت لمسألة المنهج نجدها تنقسم إلى:</p>
<p dir="rtl">كتابات تعرض للمناهج الغربية بالرصد والشرح والتوضيح. (فتوضح أنواع السيناريوهات، أو تتحدث عن تكنيك دلفي&#8230;الخ).</p>
<p dir="rtl">كتابات تؤكد ضرورة بناء منهاجية تتفق والإطار المرجعي (تتفق و&#8221;ما قبل المنهج&#8221;)، مثال: محمد بريش (حاجتنا إلى علوم المستقبل)، ود. أحمد صدقي الدجاني&#8230;الخ.</p>
<p dir="rtl">كتابات تخطو فوق ذلك لمحاولة اقتراح / تأصيل لمنهجية إسلامية.</p>
<p dir="rtl">مثال:- الاهتمام بالاتجاه السنني والمنظور المقاصدي . -محاولة تأصيل منهاجية لدراسة المستقبل مع الاستفادة بمقولات اقتراب تحليل النظم لدراسة مستقبل الإسلام. &#8211; التعامل مع الدراسات المستقبلية الإسلامية كحالة من مجال الدراسات المستقبلية الحضارية التي سبق ذكرها، مثال: تقسيم د. سهيل عناية الله للاقترابات المعرفية للدراسات المستقبلية إلى ثلاث: التنبؤي (يهدف للربط المباشر بين المعلومات و النظرية لأجراء تنبؤات)، الثقافي التأويلي (الذي يمكن من خلاله عقد مقارنات من خلال مقاربات ثقافية مختلفة )، والنقدي (الذي يخطو أبعد من ذلك لكي يجعل من وحدات التحليل ذاتها إشكالية لامعطى)&#8230;و يرتبط المدخل الثقافي والمدخل النقدي بفكرة الدراسات المستقبلية الحضارية Civilizational Future Studies، التي تقول أن وراء الحقائق الإمبريقية سياقاً ثقافياً وأن وراء ذلك رؤى للعالم. ومن ثم يجب الاهتمام بتأثير رؤى العالم المختلفة ليس فقط على الدراسات المستقبلية ولكن أيضاً على كيفية تخيل المستقبل، والخروج من أطر التشبيهات المجازية الغربية (المستقبل كفوضى، أو كلعبة الزهر&#8230;الخ) عن طريق أساليب وأدوات تكسر من الأطر الحالية (أسئلة ماذا لو، تحليل القضايا البازغة&#8230;الخ).</p>
<p dir="rtl">تجدر الإشارة هنا إلى أن محاولة التصنيف هذه لا تهدف إلى الإيحاء بوجود اتجاهات مستقبلية مستقرة ومتمايزة، فتمايز الاتجاهات يأتي في إطار استقرار و تواتر الأدبيات التي تعبر عنها ولا يمكن اعتبار أن مجال الدراسات المستقبلية الإسلامية قد شهد هذا القدر من التواتر و الاتساق و التراكم&#8230;فهناك في الواقع درجة عالية من التداخل بين تلك الاتجاهات، مما يعني أن تلك التوجهات ليست جزراً منعزلة، بل دوائر قد تتقاطع و تتداخل في مناطق و تتمايز في أخرى.</p>
<p dir="rtl">ليست هذه الملاحظة من قبيل الحجة الاعتذارية التي يكثر استخدامها و هي مشكلة قلة ما كتب عن موضوع الاهتمام، فقلة المكتوب في الواقع لا تمثل مشكلة هذا الموضوع (أو أي موضوع: فـ&#8221;كثرة التأليف في العلوم عائقة عن التحصيل&#8221;)، بل إن من المدهش تعدد الكتابات حول موضوع حديث وغير مطروق كهذا، و لكن تكمن المشكلة في الكيف لا الكم، الذي يعكس هنا حالة من عدم وضوح الوجهة والتي تعكس حالة مجال الدراسة نفسه. يمكن من خلال تتبع جانب من تلك الكتابات ملاحظة نمط دائري في تناول الموضوعات، وهو ما سبق الإشارة إليه ورده إلى فكرة المسارعة لاستيراد الدراسات المستقبلية (كمفهوم ومجال دراسة) وتطبيقها بشكل يتغاضى عن اعتبارات الملائمة والدواعي والضرورات والأهداف مما يجعلها على أجندة البحث كإشكالية لاكأداة مساعدة ومفسرة.</p>
<p dir="rtl">بالإضافة إلى ذلك، تجدر الإشارة أيضا إلى التعامل مع أكثر من مفهوم كأنه يعبر عن معنى واحد، فالرغبة في ربط فكرة الدراسات المستقبلية بالوعي المستقبلي وغيرها من المفاهيم المهمة المرتبطة، والتعامل معها جميعاً في نفس الوقت يجعل المتابع مضطراً لبذل جهد مضاعف لاكتشاف الروابط (والتي تكون عادة الهدف من استدعاء جملة المفاهيم في نفس الموضع)، ولاكتشاف الفروق،* وهذا التداخل في المفاهيم يعوق إمكانيات التراكم، فالتحديد شرط أساسي للبناء، سواء جاء هذا البناء عن طريق الاتفاق أو الاختلاف، فبدون هذا التحديد يدخل الاتفاق في إطار التكرار لا الإضافة، ويأتي الاختلاف لبناء جزر منعزلة بدلاً من المساهمة في خلق حالة من العصف الذهني. و تعتبر تلك الحالة من العصف الذهني أساسية لخلق أي قابلية للتراكم، فالأفكار والرؤى ستظل كما هي طالما لم تتعرض لعمليات متتابعة من الصقل وذلك بمواجهتها أمام الأفكار الأخرى*، وكذلك الإسهامات في أي مجال تحتاج إلى عمليات متتالية من الصقل و التطوير و التلاقح&#8230;وبالتطبيق على مجموعة الكتابات موضع المتابعة، يمكن الملاحظة أن أكثر الكتابات تحفيزاً على التفكير و إثارةً للأسئلة، كانت تلك الكتابات التي جاءت في إطار تقييم المشروعات (سواء العربية أو العالمية)، و أعمال المحاضرات و الندوات التي كانت تفسح مجالاً للمناقشة وحرية لنقد الأفكار و الاجتهادات المطروحة.</p>
<p dir="rtl">هل يعني وجود أزمة في التراكم عدم الإمكانية من الاستفادة من تلك الكتابات؟ ۵ &#8211; قضايا إشكالية في الدراسات المستقبلية العربية إن القطع بعدم إمكانية الاستفادة من الكتابات العربية والإسلامية يمثل بخساً لتلك الكتابات والتي مثلت -في معظمها، وعلى الرغم من الملاحظات عليها- محاولات جادة للتعريف وبالإشارة لأهمية الدراسات المستقبلية، وعلى الرغم من تعدد الاتجاهات إلا أنه تظل هناك-كما سبق الذكر- درجة من التداخل بين تلك الاتجاهات، مما يعني أن تلك التوجهات ليست جزراً منعزلة، بل دوائر قد تتقاطع وتتداخل في مناطق و تتمايز في أخرى، وهذا التقاطع والتداخل والتمايز قد يتيح لنا مساحات وسبل للاستفادة وذلك من خلال تناول عدد من الإشكاليات التي ظهرت من خلال تتبع الكتابات:</p>
<p dir="rtl">المصطلح العربي: يرى د. إبراهيم العيسوي أنه لم يتحقق تراكم بالقدر الكافي على مستوى المفاهيم والمصطلحات، حيث لم يتم إنجاز أية دراسة مستقبلية خلال ما يقترب من عقد كامل، وأنه على الرغم من الوجود الدائم للمنشغلين بمسميات الأشياء إلا أنهم عادة ما يكونون هم أقل الناس صلة بصناعة مضمون الشيء المسمى. ولعل تلك الملاحظة تعبر عن اختلاف وجهات كل من المهتمين بالدراسات المستقبلية و العاملين عليها، حيث يوجد مساحة فاصلة تمنع اكتمال دائرة الاعتماد المتبادل بين النظرية والتطبيق وكأن كل فريق يتحدث في جزيرة منفصلة عن موضوع منفصل. عبرت عدة كتابات عن إشكالية عدم الاتفاق على مصطلح واحد للتعبير عن الدراسات المستقبلية، من المستقبلية إلى علم المستقبل&#8230;إلى آخر ذلك من المسميات، وعزت ذلك إلي عدم الاتفاق على المصطلح الأجنبي (في اللغة الإنجليزية و الفرنسية)، لاختلاف الرؤى والدلالات الكامنة خلف كل مصطلح من تلك المصطلحات الأجنبية و من ثم تنتقل تلك الاختلافات لنظيرتها العربية من خلال الترجمة. (ولا نملك هنا إلا الإشارة مرة أخرى إلى فكرة استيراد الإشكاليات مع استيراد المفهوم)</p>
<p dir="rtl">ومع ذلك ثمة اجتهادات حول المصطلح العربي تتمحور في معظمها حول مصطلح الاستشراف: الاستشراف لغة يعني &#8220;تحديد النظر إلى الشيء بشكل يجعل الناظر أقوى على إدراكه واستبيانه، كأن يبسط الكف فوق الحاجب كالمستظل من الشمس، أو أن ينظر إليه من شرفة أو مكان مرتفع، أو يمد عنقه ويسدد بصره نحوه، كل ذلك يفعله للإحاطة بشكل الشيء والتدقيق في ماهيته.&#8221;</p>
<p dir="rtl">يفرق مشروع &#8220;استشراف مستقبل الوطن العربي&#8221; بين المصطلحات طبقاً للمناهج المختلفة في دراسة المستقبل التي تعبر عنها، فيفرق بين إطلاق النبؤات (يفترض أن المستقبل محتوم ومحدد سلفاً و المطلوب هو الكشف عنه)، وإجراء التنبؤات (بناء قاعدة صلبة من المقدمات وتبنى عليها النتائج في صورة قدر محتوم)، التخطيط للمستقبل، المستقبليات (تركز على البعد التكنولوجي، و بالتالي تبعد عن الشمولية المطلوبة ولا تعطي للعوامل الإنسانية القدر نفسه من الوزن في استطلاع مردودها على ما عداها)، أما الاستشراف فهو للدلالة علي منهج مركب يسعى لإجراء مجموعة من التنبؤات المشروطة، أو المشاهد التي تفترض الواقع تارة، والمأمول فيه تارة أخرى، و تتمثل خصائص هذا المنهج في: الشمولية، تجنب التحيز، الجمع بين الأسلوبين الكمي وغير الكمي، الترابط بين الأنساق وعدم الاكتفاء بنسق وحيد شامل، و القدرة على استخدام أسلوب المحاكاة.</p>
<p dir="rtl">أما من حيث دلالة المصطلح، فمن المهم الإشارة إلى ملاحظة مهمة أوردها د.محمد بريش: وعلى الرغم من أننا نميل إلى الاستمساك باسمٍ لعلوم المستقبل تضرب جذوره اللغوية في لغة العرب الأوائل، فإننا لا نسعى إلى نهج أسلوب إسقاط التعابير المعاصرة على مفردات تراثنا اللغوي، ولن نحاول عبثاً تحميل التاريخ ما لا يحتمل، وندخل على التراث ما ليس فيه، فنتصنع أصولاً إسلامية أو تراثية لعلوم المستقبل الحديثة، أو نختزل نصوصاً للبرهنة على سبق العرب والمسلمين في ميدان الاهتمام بالمستقبل.</p>
<p dir="rtl">۶. التفريق بين مفاهيم مختلطة:</p>
<p dir="rtl">يفرق سهيل عناية الله (ربما بشكل غير مباشر) بين الدراسات المستقبلية والرؤية، ويربط الأخيرة بعنصر الخيال والتخيل، فالرؤية لا تتساءل فقط عما قد يكون عليه المستقبل بل عما يجب أن يكون عليه هذا المستقبل أيضا، ومن ثم تتضمن الرؤية قدراً من الانفصال عن الحاضر بما يصعب معه الوصول إليها من خلال نماذج المحاكاة)، وعلى هذا النحو فإن الرؤية غير مقصورة على التحليل الفكري فقط بل وتأتي من خلال وسائل المعرفة والتعبير الأخرى كالشعر والفن..الخ. ويتزايد إدخال عنصر الخيال في الرؤية عندما تتحول بعض صور المستقبل الممكنة إلى مستحيلة بسبب هيمنة رؤية معينة للعالم تنفي شرعيتها.</p>
<p dir="rtl">برغم محورية دور الخيال في تحقيق قدر من الانفصال عن الواقع، فإن هذا الانفصال لا ينسحب على الأطر المرجعية، إذ يظل النموذج المعرفي الإسلامي Paradigm نقطة الانطلاق لعملية الرؤية. يمثل النموذج المعرفي الإسلامي إطار الرؤية، يحددها و لكن لا يخضعها لأحداث معينة مثل الثأر من فرد أو أمة أو حضارة. وعليه يمثل هذا الإطار عنصر فصل وربط: يرتبط بجوهر خبرة المسلمين، وينفصل عن قيود الحاضر ومن ثم تصبح الرؤية ذات توجه مستقبلي وليس تخيلياً محضاً.</p>
<p dir="rtl">كما يفرق سهيل عناية الله (هذه المرة بشكل مباشر) بين الدراسات المستقبلية والتخطيط، فعلى الرغم من ارتباط نمو الدراسات المستقبلية واكتسابها الشرعية بنمو الحاجة للتخطيط القصير والطويل الأجل، فإن هذا لا يعني أن الدراسة المستقبلية مرادفة للتخطيط، فالاستشراف له موقعه من التخطيط وناتجه الذي يتجاوزه، فهناك اختلافات في: &#8211; المدى الزمني، حيث إن الدراسات المستقبلية ذات توجه أطول مدى. &#8211; التخطيط يلتزم بمستقبل واحد معين، أما الدراسات المستقبلية ترى المستقبل تعددياً مفتوحاً. (أي إذا كان التخطيط يضيق من خيارات المستقبل، فان الدراسات المستقبلية تبتغى توسيعها ومن ثم فهي تجعل من الافتراضات الأساسية إشكالية) -التخطيط عملية تتم من القمة إلى الأسفل، أما الدراسات المستقبلية تفاعلية تتضمن تعدد المشاركين قدر الإمكان. &#8211; توجد مساحة في الدراسات المستقبلية للأخلاقيات (ما يجب أن يكون عليه المستقبل؟) بدلا من مستقبل غير ملتزم. &#8211; الدراسة المستقبلية حساسة معرفياً، ومفتوحة للتفسيرات المتعددة للواقع، وتتعدد بها المستويات (الأحداث، و أسبابها ورؤى للعالم الكامنة تحت عملية المعرفة والاكتشاف) -التخطيط مرتبط بصانع القرار، بينما الدراسة المستقبلية مرتبطة برؤية وإرادة. &#8211; كما أن التخطيط يرى في المستقبل صورة أفضل لنموذج الحاضر، بينما ترى الدراسة المستقبلية الحاجة إلى تصور مستقبلات مختلفة عن الحاضر. و يفرق د. محمد بريش بين الاستراتيجية والدراسة المستقبلية والتخطيط (مع بيان أهمية العلاقة بينهما): [فـ]الاستراتيجية قد تترادف أحياناً مع التخطيط، لكن التخطيط يتضمن عدة عمليات، فالتخطيط أسلوب فني يسعى من خلاله التنظيم أو الإدارة إلى تحديد الأهداف، وتحديد المسار، وتقدير الموارد البشرية والمادية، واختيار البدائل، ووضع القواعد، ورصد الميزانيات، ووضع البرنامج المفصل للجداول الزمنية، كل هذا يسمى تخطيطاً، لكن الاستراتيجية تأتي بعد تحديد الأهداف. فالتخطيط يشمل ضمن ما يشمل من العمليات انتقاء الأهداف واختيارها ووضعها، لكن الاستراتيجية هي كيفية الوصول إلى تلك الأهداف.</p>
<p dir="rtl">فضلاً عن ذلك فإن الاستراتيجية عادة ما تكون مرنة ومفتوحة على أكبر عدد ممكن من الاحتمالات والبدائل التي تمت دراستها بناء على استشراف المستقبل وتوقع ردود فعل الخصم.وما دامت &#8220;الاستراتيجية&#8221; هي فن قيادة المعارك، فهي تعتمد أساساً على استقراء الواقع واستشراف المستقبل.</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1333</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علم المستقبل(۱)</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1329</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1329#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 03:11:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[العربیه]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات العربیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1329</guid>
		<description><![CDATA[خلال الثمانينات والتسعينات تطور علم دراسات المستقبل، لتشمل مواضيع محددة المحتوى وجدول زمني للعمل ومنهج علمي، يتحدث مع عالم اليوم، الذي يتسم بتغيير متسارع
 
علم المستقبل
خلال الثمانينات والتسعينات تطور علم دراسات المستقبل، لتشمل مواضيع محددة المحتوى وجدول زمني للعمل ومنهج علمي، يتحدث مع عالم اليوم، الذي يتسم بتغيير متسارع.
علم المستقبليات أو &#8220;الدراسات المستقبلية&#8221; هو علم يختص [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خلال الثمانينات والتسعينات تطور علم دراسات المستقبل، لتشمل مواضيع محددة المحتوى وجدول زمني للعمل ومنهج علمي، يتحدث مع عالم اليوم، الذي يتسم بتغيير متسارع<span id="more-1329"></span></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">علم المستقبل</p>
<p dir="rtl">خلال الثمانينات والتسعينات تطور علم دراسات المستقبل، لتشمل مواضيع محددة المحتوى وجدول زمني للعمل ومنهج علمي، يتحدث مع عالم اليوم، الذي يتسم بتغيير متسارع.</p>
<p dir="rtl">علم المستقبليات أو &#8220;الدراسات المستقبلية&#8221; هو علم يختص بـ &#8220;المحتمل&#8221; و&#8221;الممكن&#8221; و&#8221;المفضل&#8221; من المستقبل، بجانب الأشياء ذات الإحتماليات القليلة لكن ذات التأثيرات الكبيرة التي يمكن أن تصاحب حدوثها. حتى مع الأحداث المتوقعة ذات الإحتماليات العالية, مثل إنخفاض تكاليف الإتصالات, أو تضخم الإنترنت, أو زيادة نسبة شريحة المعمرين ببلاد معينة، فإنه دائما ما تتواجد إحتمالية &#8220;لا يقين&#8221; (بالإنكليزية: Uncertainty) كبيرة ولا يجب أن يستهان بها. لذلك فإن المفتاح الأساسي لإستشراف المستقبل هو تحديد وتقليص عنصر &#8220;لا يقين&#8221; لأنه يمثل مخاطرة علمية.</p>
<p dir="rtl">محتويات:</p>
<p dir="rtl">۱. مبادئ الدراسات المستقبلية</p>
<p dir="rtl">۲. نماذج الدراسات المستقبلية الأربعة</p>
<p dir="rtl">۳. السيناريو</p>
<p dir="rtl">۴. طرق بناء السيناريوهات المستقبلية</p>
<p dir="rtl">۵. الدراسات المستقبلية العربية: اتجاهات وملامح أولية</p>
<p dir="rtl">۶. التفريق بين مفاهيم مختلطة:</p>
<p dir="rtl">۷. إشكالية الأدوات المنهجية:</p>
<p dir="rtl">۸. موقع الدراسات المستقبلية بين العلوم:</p>
<p dir="rtl">۹. أهمية الاهتمام بالدراسة التاريخية:</p>
<p dir="rtl">۱۰. مصادر</p>
<p dir="rtl">۱۱. من علماء المستقبليات المشهورين</p>
<p dir="rtl">۱۲. مصادر</p>
<p dir="rtl">۱. مبادئ الدراسات المستقبلية</p>
<p dir="rtl">استخلاص عبرة من الماضي من خلال دراسة أهم التطورات على المستويين الدولي والإقليمي وما ينتج عنها من تأثيرات مثل: الفرص المُتاحة, القيود المفروضة أو التهديدات والمخاطر الناجمة ، بهدف تحديد صورة مستقبلية.</p>
<p dir="rtl">تصور وضع مستقبلي ، لعقدين أو ثلاثة عقود, لتحديد بالتفصيل الأهداف والمصالح ، وذلك باستخدام النماذج الرياضية الحديثة.</p>
<p dir="rtl">تجنب أي انحياز أيديولوجي ، والانطلاق من المسلمات والافتراضات المتفق عليها من مختلف الاتجاهات البحث العلمي والفكري والعقائدي والتكنولوجي؛</p>
<p dir="rtl">تعيين القدرات اللازمة لإنجاز أي مسار مستقبلي، وحساب النفقات اللازمة والمخاطر. وكذلك تحديد الآليات اللازمة للتنمية والتي ينبغي أن تشمل أهداف معروفة علميا، وتطوير الخبرات العلمية في مجال إدارة المشاكل المعقدة؛</p>
<p dir="rtl">التركيز على عوامل التنمية في مختلف القطاعات، لتحقيق بشكل فعال الأهداف؛</p>
<p dir="rtl">اعتماد سيناريوهات مختلفة، معدة سلفا، لجميع الحالات الطارئة المحتملة، والتي تخزن للسماح بعد ذلك يستخدمها من صانعين القرار، وفقاً لحجم الأزمة المستقبلية المحتملة. هذه العوامل تساعد, بشكل رئيسي, على تحديد واحدة من أربعة نماذج رئيسية.</p>
<p dir="rtl">۲. نماذج الدراسات المستقبلية الأربعة</p>
<p dir="rtl">۲. ۱. النموذج البديهي</p>
<p dir="rtl">يعتمد على الخبرة العملية ولكنة يفتقر من وجود قاعدة كبيرة من البيانات والمعلومات. مستمد فقط من رؤية بديهية ناتجة عن خبرة ذاتية. وهو محاولة للتعرف على التفاعلات المستمدة من قضية معينة. فإن الحدس في هذه القضية ليست مصدر إلهام لكنها تقدير يعتبره الباحث مناسبا لبعض الحالات المستقبلية المحتملة؛</p>
<p dir="rtl">۲. ۲. النموذج الاستكشافي</p>
<p dir="rtl">يشير إلى مستقبل ممكن من خلال مثال يوضح العلاقات والتشابكات؛</p>
<p dir="rtl">۲. ۳. النموذج الاستهدافي أو المعياري</p>
<p dir="rtl">وهو تطوير للنموذج البديهي ، ولكنة يستفيد من مختلف التقنيات العلمية المستخدمة.</p>
<p dir="rtl">۲. ۴. نموذج التغذية العكسية</p>
<p dir="rtl">يركز هذا النموذج على جميع المتغيرات في إطار موحد يجمع النموذجيين السابقين، وذلك على شكل ردود فعل ولهذا فهو يعتمد على التفاعل، على عدم نسيان الماضي وعلى عدم تجاهل الأسباب الموضوعية التي ربما تتدخل لتغيير مسار المستقبل. فهو يجمع ، بما فيها البحوث الاستكشافية، البيانات والوقائع والبحث التنظيمي، وأنه يعلق أهمية خاصة على الإبداع والخيال والتقدير. هذا النموذج يمثل خطوة إلى الأمام للبحث المنهجي المستقبلي.</p>
<p dir="rtl">۳. السيناريو</p>
<p dir="rtl">السيناريو المستقبلي هو أحد نتاج العلم الحديث يقوم أساساً على دراسة الجدوى ، وهذا يعني السيطرة على الخطة, اامكانية استمراريتها، الوفاء بالتزاماتها المادية، توفير القيادة التقنية والتغلب على العقبات الخارجية التي قد توقف السيناريو في إحدى مراحلة ، في نهاية المطاف فوائد السيناريو، وإذا كان من المجدي أن يواصل أو ايقافة , رفع مستوى التطور العلمي في المجال قيد الدراسة.</p>
<p dir="rtl">السيناريو الذي لا يأتي من لا شيء، لكنه يعتمد بشكل رئيسي على منظومة كبيرة من البيانات المبرمجة والمخزنة والتي يتم تحديثها باستمرار وفقا للتغيرات في جميع الميادين.</p>
<p dir="rtl">السيناريو:</p>
<p dir="rtl">هو فرع رئيسي من علم المستقبل, وظيفته هو وصف لمختلف الأحداث المحتملة وتحليل نتائجها.</p>
<p dir="rtl">هو وصف لوضع مستقبلي وسبل إدارته.</p>
<p dir="rtl">هو قصص عن المستقبل يشمل الماضي والحاضر.</p>
<p dir="rtl">هو وصف لمستقبل محتمل، أكثر من كونه توقعات محتملة لمستقبل فعلي .</p>
<p dir="rtl">السيناريو هو سلسلة من الافتراضات لأحداث مقبلة</p>
<p dir="rtl">صورة متناسقة لمستقبل محتمل</p>
<p dir="rtl">يعرف بأنه نظام عمل مبرمج للاستجابة على الأحداث والتطورات الرئيسية داخل إطار من التخطيط المستقبلي للدولة أو مؤسسة، وذلك بهدف تحقيق النجاح في المستقبل.</p>
<p dir="rtl">التعريف العلمي المقترح للسيناريو هو: وصف لوضع مستقبلي ممكن أو مرغوب فيه ، وتوضيح خصائص المسار أو المسارات التي تؤدي اليه، بدءا من الوضع الراهن، أو من وضع ابتدائي مفترض.</p>
<p dir="rtl">۳. ۱. خصائص السيناريو</p>
<p dir="rtl">كتابته تتطلب إبداع وخيال فكري عميق.</p>
<p dir="rtl">يستند على منهج علمي دقيق للحصول على الحقائق.</p>
<p dir="rtl">يستند على أحداث رئيسية واقعية.</p>
<p dir="rtl">يقوم على تحقيق أهداف وطنية أو سياسية أو عسكرية أو اقتصادية &#8220;، أو الوصول إلى أقرب ما يمكن من هذه الأهداف.&#8221;</p>
<p dir="rtl">عدد السيناريوهات يمكن أن يكون من اثنين إلى أربعة</p>
<p dir="rtl">تتم صياغته بسرية كبيرة في بيانات يستخدمها المتخصصين في المجالات المحتفلة المتعلقة.</p>
<p dir="rtl">يعتمد على حشد من العلماء والخبراء</p>
<p dir="rtl">۳. ۲. أقسام السيناريو</p>
<p dir="rtl">ينقسم السّيناريو إلى قسمَين:</p>
<p dir="rtl">۳. ۲. ۱. ۱- صنع الأزمة</p>
<p dir="rtl">هذا هو سيناريو إيجابي يفرض إرادته، من خلال صنع أزمة معينة، تهدف إلى إجبار الطرف الآخر على قبول قرار ما. هذا السيناريو يتسم بإجراءات إيجابية فاعلة، ويفرض مواقف محددة على قيادة الطرف الآخر للتعامل معها، ومن خلال ذلك ، ينفذ القرار. العقد الماضي شهد العديد من هذا النوع من السيناريو، سواء في الخليج أو في مناطق أخرى من العالم.</p>
<p dir="rtl">۳. ۲. ۲. ۲- مواجهة الأزمة</p>
<p dir="rtl">تتمثل كإجراءات سلبية (دفاعية) وإيجابية (هجومية)، نشطة للتعامل مع الأحداث الخارجية أو الداخلية، لتسخير الإمكانات، لتحديد الأسلوب ولتوظيف الأشخاص والمنظمات التي سوف تعالج مراحل الأزمة. هذا السيناريو لا بد منة للحفاظ على استمرارية وسلامة &#8216;الدولة والمؤسسات، وعدم تعرضهم لصدمات قوية.</p>
<p dir="rtl">هذا السيناريو يشمل جميع القطاعات الأخرى، مثل: دراسات الجدوى وخطط مستقبلية. ويمكن فهم الطريقة التي تمكن من تحويل الأزمة من سلبية إلى إيجابية، وتحقيق الهدف المستقبلي المقترح.</p>
<p dir="rtl">۴. طرق بناء السيناريوهات المستقبلية</p>
<p dir="rtl">۱ الطريقة الحدسية (اللانظامية)</p>
<p dir="rtl">۲ الطريقة النظامية (النموذجية)</p>
<p dir="rtl">۳ الطريقة التفاعلية (التفاعل بين الحدسية والنموذجية)</p>
<p dir="rtl">۵. الدراسات المستقبلية العربية: اتجاهات وملامح أولية</p>
<p dir="rtl">نشأت الدراسات المستقبلية، أو علوم المستقبل بشكلها الحالي نشأة غربية، ويترتب على هذا عدة نتائج يتوقع بروزها في الكتابات العربية، فنشوء الدراسات المستقبلية في الغرب يترتب عليه عدة ردود فعل ما بين متريب، مندهش، معجب، ورافض، ومن يريد أن تكون لدينا مثل هذه الدراسات لنفس الدواعي، أو لنفس الأهداف، أو لدواعي و أهداف مختلفة، ومن ثم تظهر المواقف الرافضة تماماً، المنبهرة تماما، الاستطلاعية، المهتمة الناقدة، التوفيقية، المؤصلة، الخ. كل ردود الفعل تلك من المتوقع أن تنعكس على خريطة التصنيفات و التوجهات في الكتابات التي حاولت أو تحاول التعريف بدراسات المستقبل. ۱- من حيث مفهوم الدراسات المستقبلية: &#8221; دراسة المفاهيم: تعد من أفضل الطرق لتقييم أي علم من العلوم، فكل العلوم تعتمد على المفاهيم، فهي الأفكار التي حملت أسماء. وهي التي تحدد السؤال الذي يسأله الباحث، وتحدد كذلك الإجابة عليه، و هي البناء الأساسي الذي تؤسس عليه النظريات. فالعلم دائماً يبدأ بتشكيل المفاهيم التي تصف العالم. إذ أنه قبل شرح الظواهر لابد من وصفها، فالسؤال &#8230;لماذا؟ لابد أن يأتي بعد&#8230; ماذا؟&#8221; بالنظر لمفهوم الدراسات المستقبلية في إطار عدد من الكتابات التي اهتمت بالتعريف بالدراسات المستقبلية، يمكن التمييز بين عدد من الاتجاهات على النحو لآتي:</p>
<p dir="rtl">اتجاه يسعى للتعريف بها كما نشأت في سياقها الغربي:</p>
<p dir="rtl">اتجاه ينقل تعريفها ومراحل التغير والتحول التي مرت بها بهدف التعريف بها:</p>
<p dir="rtl">ويبدو هذا الاتجاه بدهياً، إذا ما أخذنا في الاعتبار أن الدراسات المستقبلية بشكلها الحالي نشأت وانتشرت في السياق الغربي، ومن ثم يكون طبيعياً البدء بالتعريف بها في سياقها.</p>
<p dir="rtl">اتجاه ينقل المفهوم و مراحل التحول من أجل التعريف أولاً والدعوة لتبنيها كما هي ثانياً.</p>
<p dir="rtl">ويلاحظ أن التفريق بين الاتجاهين هو تفريق لغرض التحليل، إذ عملياً قد يصعب تحديد ما إذا كان الكاتب يدعو ضمناً إلى تبني الدراسات المستقبلية الغربية بنفس المفهوم والمنهج ولنفس الدواعي والأهداف أم لا، حيث أن نقل المفهوم دون نقده قد يفتح الباب لفهم ذلك الموقف على أنه قبول للمفهوم، أو قبول المفهوم يعني الموافقة على مضمونه و محتواه&#8221; ودواعيه وأهدافه.</p>
<p dir="rtl">۲. اتجاه يبرز اهتماماً بكيفية تبني الدراسات المستقبلية: وهو يقرن بالاعتراف بأهمية الدراسات المستقبلية أيضاً أهمية الأخذ في الاعتبار عنصر الملاءمة وأهمية التأصيل.</p>
<p dir="rtl">اتجاه يحمل في ثناياه محاولة التوفيق *(إن صح التعبير)، وبيان أهمية الدراسات المستقبلية، فهو في معرض التعريف بالدراسات المستقبلية يحرص على أن يؤكد أنها ليست محاولة تنبؤ أو افتراء على الغيب (ويلاحظ هنا تكرار التأكيد على أن الدراسات المستقبلية لا تنافي الإيمان بالغيب وبالقضاء والقدر)، ويشير إلى أهمية وحاجة العالم العربي/الإسلامي/العالم الثالث إلى تطوير (دراساته المستقبلية).</p>
<p dir="rtl">اتجاه يحاول التأصيل و/أو تسكين الدراسات المستقبلية كمفهوم وكمجال دراسة في إطار رؤية إسلامية للمستقبل ويعبر عن ذلك مثلاً المركز الإسلامي للدراسات المستقبلية والأهداف التي وضعها له وينعكس ذلك في الفصلية التي يصدرها، و هو لا يمثل المساهم الوحيد في هذا المضمار سواء في محاولة التأصيل أو الدعوة لأهميته.</p>
<p dir="rtl">وإذا كان كلا الاتجاهين (أ) و(ب) يتفقان في ضرورة أن يكون لنا دراسات مستقبلية عربية/إسلامية، فأين موضع الاختلاف الذي سوغ للفصل بينهما؟</p>
<p dir="rtl">يأتي الاختلاف في تكييف تلك الضرورة، فمثلاً الاتجاه (أ) سيركز على المحصلة النهائية لوجود أو عدم وجود دراسات مستقبلية في عالمنا العربي/الإسلامي، وسيبرز أهمية الدواعي والأهداف الخاصة بالواقع العربي الإسلامي&#8230;فتأتي الدواعي والضرورات في إطار: &#8220;رسم مستقبلنا قبل أن يرسمه لنا آخرون&#8221;، &#8220;غياب العالم العربي/الإسلامي عن خريطة الإسهام في الدراسات المستقبلية&#8221;. أما الاتجاه (ب) يدعو إلى أو يحاول أن يبين موقع الاهتمام بالمستقبل ضمن منظومة أكبر، فتكون الضرورات ليست مرتبطة فقط بالمحصلات النهائية للدراسات المستقبلية، بل بالتأصيل لها من ناحية المفهوم و بيان موقعه من خريطة المفاهيم الأوسع المرتبط بها، والإطار المرجعي، و بالطبع الإطار المنهجي&#8230;أو إجمالاً موقع الدراسات المستقبلية &#8211; مفهوماً، ورؤية، ومنهجاً، و دواعي و أهدافاً &#8211; في المنظور المعرفي الإسلامي.</p>
<p dir="rtl">۲- من حيث رؤية الدراسات المستقبلية كمجال دراسة ( دواعي و أهداف الدراسة): تربط بعض الكتابات بين الدراسات المستقبلية و المفاهيم الكبرى المرتبطة بها مثل الزمن، التاريخ، رؤية العالم، وإذا أخذنا في الاعتبار التقسيم السابق في التعامل مع الدراسات المستقبلية سنجد بعض الكتابات التي تربط بينها وبين المفاهيم الإسلامية الكبرى والمفاهيم العامة الأخرى، إلا أن كثيراً ممن تعرض للمفاهيم الكبرى المتعلقة بالدراسات المستقبلية تعرض لتلك المفاهيم المصاغة في السياق الغربي، وقد يكون هذا متعلقاً بإشكالية النقل، فكثير من تلك الكتابات إذ تحاول التعريف بالدراسات المستقبلية لا تذهب أبعد من ذلك للتأصيل لها، ومن ثم فإن نقل ماهيتها كما نشأت في الغرب بدون التأصيل لعلاقتها بالواقع لا يلزم الكاتب بالتأصيل للمفاهيم الكبرى وعلاقتها بالدراسات المستقبلية لأن النقل لا يعبر في الأغلب الأعم عن الإطار النظري المتكامل بقدر ما يعرض الصورة النهائية.</p>
<p dir="rtl">على مستوى آخر نجد عدداً من الكتابات تقوم بدلاً من الربط، بالخلط&#8230;فالمتتبع لعدد من الكتابات التي تتناول الدراسات المستقبلية (و ليس جميعها) يمكن أن يضل طريقه بمنتهى السهولة بين عدد من المفاهيم المرتبطة ولكن المختلفة في نفس الوقت، حيث يتم التعامل مع الدراسات المستقبلية و الوعي بالمستقبل و التخطيط للمستقبل والتفكير الاستراتيجي و الرؤية المستقبلية و غيرها كأنها تعني نفس الشيء، و تلك المفاهيم على ارتباطها الوثيق لا يجب أن يتم التعامل معها جميعاً كأنها واحد، لأن وجود مشروعات تخطيطية &#8211; مثلاً &#8211; لا يعني بالضرورة وجود رؤية استراتيجية ورؤية مستقبلية؛ ووجود أو غياب مشروعات للدراسات المستقبلية قد لا يعكس وجود أو غياب رؤية مستقبلية&#8230;فان كانت الثانية توفر إطاراًَ ضرورياً للأولي، فإن غياب الدراسة قد لا يعني بالضرورة غياب الرؤية، وفي نفس الوقت لا يكفي القيام بمشروع مبهر لاستشراف مستقبل مجتمع ما لنتخذه دليلاً على أن هذا المجتمع يتمتع برؤية مستقبلية&#8230;الخ.</p>
<p dir="rtl">يثور أيضاً (في إطار التقسيم السابق) تساؤل حول فكرة استيراد أو استعارة الدراسات المستقبلية، وعلاقته بـ&#8221;موضة المفاهيم&#8221;، استعارة المفهوم كما هو بدون النظر في اعتبارات الملاءمة والمناسبة، وهو ما يؤدي بعد فترة إلى الرجوع للتساؤل عن أزماته فيظل دائماً على أجندة الإشكاليات لا كأداة مساعدة ولكن كموضوع إشكالي في حد ذاته، وقد يتجلى ذلك في دائرية التعرض للموضوعات المتعلقة بالدراسات المستقبلية، فنجد كتابات تتحدث عن وعي المستقبل عند العرب وإشكالياته وغيابه، ثم تأتي أخرى تتحدث عن أهمية الدراسات المستقبلية والتعامل العلمي العقلاني مع المستقبل العربي، ثم الاضطلاع بمشروعات بحثية في الدراسات المستقبلية وما يصاحبها من مقالات ودراسات التعريف بدراسات المستقبل وتقييم تلك المشروعات، لتنتهي بعض دراسات أحد المشروعات (لمركز دراسات الوحدة العربية) إلى نتيجة أن المستقبل كقضية لم يدخل في الوعي العربي لتبدأ من جديد دورة كتابات المستقبليات بالحديث عن إشكالية كبرى وهي قضية الوعي العربي بالمستقبل، و&#8221;بزوغ علم المستقبل&#8221; مرة أخرى والتعريف مجددا بالدراسات المستقبلية وأهميتها &#8230;الخ.</p>
<p dir="rtl">هناك ملاحظة أخرى تتعلق بنقل دواعي الدراسات المستقبلية وأهدافها، إذ نشأت الدراسات المستقبلية الغربية لدواعٍ استراتيجية تزامناً مع الصدام العسكري بين معسكري الحرب الباردة، حيث تطورت الدراسات المستقبلية &#8221; في أحضان المؤسسات العسكرية والشركات المتعددة الجنسية، وارتبطت أغلب الدراسات بتلك المؤسسات والشركات بحيث ظلتا تحتكران ثلثي الدراسات المستقبلية&#8230;إن أكثر من ۶۶% من العلماء العاملين في ميدان البحث العلمي ينشطون في مجال الأسلحة، أي الميدان السلبي للحضارة.&#8221; هذه الأولوية الاستراتيجية تطبع دواعي وأهمية القيام بدراسات مستقبلية في بعض الكتابات، فمثلاً نجد..&#8221; في إطار مصر والوطن العربي فان الدراسات المستقبلية لها أكثر من سبب. فهناك إسرائيل والاختلال الاستراتيجي المتزايد في المنطقة&#8230;وهناك آثار الكساد العالمي على الثورة النفطية &#8230;وهناك ضرورة الاستعداد منذ اليوم لحقبة ما بعد النفط&#8230;&#8221;.</p>
<p dir="rtl">ليس الغرض من هذه الملاحظة التقليل من شأن التحديات الاستراتيجية والأمنية ودورها في الدراسات المستقبلية، أو العلاقة بين الدراسات الاستراتيجية والمستقبلية، لكنها تتخوف أن يكون نقل الدراسات المستقبلية كمفهوم &#8211; من ناحية- قد صاحبه نقل لنفس الأولويات وبنفس الدواعي التي سوغت لوجودها في سياق مختلف، فيغلب على قائمة الدوافع المؤسسة للدراسات المستقبلية اعتبارات الدفاع والأمن القومي (على أهميتها) دون إدماجها في منظومة متكاملة من الدواعي، والأهداف أيضا.</p>
<p dir="rtl">هذا الاقتطاع يفسر وجود دعاوى لمراجعة مفهوم الاستراتيجية ذاته ليوسع من مجاله حتى يغطي مساحات لم يكن يتعامل معها من قبل، فإذا كان الدفاع والأمن القومي هما محور الاهتمام التقليدي للدراسات الاستراتيجية، فإن ذلك قد لا يمثل أولويات بالنسبة لأقطار العالم الثالث، أو بمعنى أدق يجب أن تسكن هذه الاهتمامات في إطار شامل من المشكلات والأولويات. ومن ناحية أخرى يوجد تخوف من أن تكون الدراسات المستقبلية كمجال دراسة رد فعل فقط للخطوات الاستراتيجية التي يتخذها الآخر فتأتي مشروعات دراسات مستقبلية كبرى رداً على &#8220;أول دراسة مستقبلية أنجزت في المنطقة (التي) صدرت في إسرائيل فترة الستينات&#8221;، من دون إدراك مماثل لتحديات -مهمة أيضا- لكن هذه المرة ذاتية.*</p>
<p dir="rtl">۳-من حيث الإطار المرجعي: الإشكالية هنا &#8211; مرة أخرى &#8211; هي كيفية التعامل مع مجال دراسة برز في الغرب و فرض أمام كتاب غير غربيين موقف رد الفعل تجاهه. تختلف الكتابات طبقاً لأطرها المرجعية اختلافاً قد يعد انعكاساً للاتجاهات العامة في العلوم الاجتماعية العربية التي سعت لتحديد نموذجها المعرفي Paradigm الخاص أو &#8220;الأصولية المنهجية الجديدة&#8221; على حد التعبير الوارد في أحد كتابات الأستاذ السيد يسين&#8230;فهو في إطار تتبع حركة العلم الاجتماعي العربي لاحظ تهاوي نموذج معرفي Paradigm والدخول في عملية إبداع لآخر جديد، وحدد ملامح النموذج المعرفي القديم الذي استمد من علم الاجتماع الغربي ومن ثم تبنى عدداً من أفكاره ومسلماته، وحدد بداية النقد لهذا النموذج المعرفي بالتساؤلات والشكوك لتلك الأفكار الرئيسية المشتركة: كصلاحية الاعتقاد في علم اجتماعي متحرر من القيم، حياد الباحث تجاه مشكلته البحثية في مقابل التزام الباحث&#8230;الخ. إلا أن ما يعنينا هنا هو المسارات الثلاثة التي اتخذتها عملية بناء نموذج معرفي جديد كما يحددها وهي ثلاث اتجاهات تتنافس في إطار عملية تشكيل هذا النموذج المعرفي:</p>
<p dir="rtl">محاولة تشكيل نموذج معرفي ماركسي لتحل محل الأصوليات المنهجية (النماذج المعرفية) الوضعية والوظيفية. اتجاه تأسيس علم اجتماع عربي يدعو إلى بناء نموذج معرفي عربي يكون أكثر ملاءمة لدراسة المجتمع العربي، بدلاً من الاعتماد على النظريات الغربية وعلى طرق البحث المستوردة التي لا تعين على الفهم العميق للمشكلات الاجتماعية العربية.</p>
<p dir="rtl">الاتجاه الثالث يقدم نموذج معرفي إسلامي ليحل محل النماذج الغربية، أو الأجنبية، أو المغتربة. وفي محاولةٍ للربط بين تلك الملاحظات حول تلك النماذج المعرفية البازغة و المتنافسة -كما صنفها الأستاذ السيد يسين- و بين تصنيفات الكتابات السابق توضيحها، وبين الأهداف التي ارتأتها تلك الكتابات ضرورية لتبني الدراسات المستقبلية، وفي إطار إدراك أن تلك الأهداف والأولويات لا تخلو (ولا يجب لها أن تخلو) من اعتبارات قيمية، بل قد تأتي من مواقف أيديولوجية في بعض الأحيان؛ يمكننا أن نلحظ: اتجاه يعبر عن اهتمامات قومية عربية، و من ثم تغلب الاعتبارات الاستراتيجية وأهداف التكامل القومي العربي، على تفسير أهمية الدراسات المستقبلية العربية، وفي بعض الحالات قد يسيطر هاجس اللحاق بركب الدول المتقدمة وتزايد الرهان على العقلانية و التعامل مع الواقع كما هو لا كما ينبغي أن يكون.</p>
<p dir="rtl">اتجاه يهتم بمشاكل التنمية المستقلة، و الإعلاء من الاعتبارات الاقتصادية-الاجتماعية في إطار يعكس مقولات مدرسة التبعية.</p>
<p dir="rtl">اتجاه يهتم بالمنظور الحضاري الإسلامي، يهتم بأهمية تفعيل النظر الاستشرافي في صياغة علمية وفي إطار الرؤية الكونية التوحيدية، وبمستقبل الإسلام/الأمة الإسلامية، وقد ينطلق من قناعة أن الدراسات المستقبلية يجب أن تكون حساسة معرفياً ومرتبطة بالسياق الحضاري و الثقافي، و من ثم تكون دراسات مستقبلية حضارية.</p>
<p dir="rtl">۴- من حيث الإطار المنهجي: يلاحظ بصدد عدد من الكتابات التي أرادت التعريف بالدراسات المستقبلية أنها تمر مرور الكرام فيما يتعلق بالمناهج، ونستطيع أن نرد ذلك إلى تعقد مسألة المنهج عموماً، وفي الدراسات المستقبلية على وجه الخصوص، فمن ناحية تتفق عدد من الكتابات على أنه لا يوجد اتفاق على مسألة المنهج، ومن ناحية أخرى هناك إشكالية الطبيعة البينية للدراسات المستقبلية التي تجعل منهجها يصطبغ بمنهج الحقل العلمي الذي تتم فيه، نجد في مقابل ذلك أن المشروعات البحثية المستقبلية الكبيرة أولت مسألة المنهج اهتماماً أكبر، و إن كان على سبيل تحديد و تعيين المنهج الذي سيتم اتباعه في الدراسة، فنجد على سبيل المثال مشروع &#8220;استشراف الوطن العربي&#8221; حاول صياغة منهجية، تراعي &#8220;الاستفادة من خبرة ونتائج ومجهودات بحثية مستقبلية أخرى تمت في الغرب، أو في العالم الثالث، أو بواسطة منظمات دولية أو في الوطن العربي&#8221; مع الحذر من المناهج والأساليب الشائعة في الفكر الاقتصادي الغربي، ومحاولة إبداع في مناهج بديلة وليس فقط الهروب من المناهج والأساليب المستعارة&#8230; ومن هنا تم تبني موقف نقدي من المصطلحات ومضامينها والوصول إلى منهج مركب (التحليل المستقبلي) أو الاستشراف.</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1329</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علم المستقبل (بحث منقول)</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1324</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1324#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 03:03:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[العربیه]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات العربیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1324</guid>
		<description><![CDATA[ليس علم المستقبل بحديث أو صناعة غربية ذات ماركة مسجلة مقترنة بالتكنولوجيا الحديثة, ولا هو ذو علاقة بالخرافة وقراءة الطالع كما يظن البعض, بل هو علم قديم جداً قدم الإنسان منتزع بالأصالة من علم الله تعالى مجده
علم المستقبل (بحث منقول)
ليس علم المستقبل بحديث أو صناعة غربية ذات ماركة مسجلة مقترنة بالتكنولوجيا الحديثة, ولا هو ذو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ليس علم المستقبل بحديث أو صناعة غربية ذات ماركة مسجلة مقترنة بالتكنولوجيا الحديثة, ولا هو ذو علاقة بالخرافة وقراءة الطالع كما يظن البعض, بل هو علم قديم جداً قدم الإنسان منتزع بالأصالة من علم الله تعالى مجده<span id="more-1324"></span></p>
<p dir="rtl">علم المستقبل (بحث منقول)</p>
<p dir="rtl">ليس علم المستقبل بحديث أو صناعة غربية ذات ماركة مسجلة مقترنة بالتكنولوجيا الحديثة, ولا هو ذو علاقة بالخرافة وقراءة الطالع كما يظن البعض, بل هو علم قديم جداً قدم الإنسان منتزع بالأصالة من علم الله تعالى مجده الذي يعلم بكل دائرة الزمان من الأزل إلى الأبد , والكثير من علم الله قد نزل إلى الأرض بواسطة الروح الذي نفخه الله في آدم عليه السلام (فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ) (الحجر۲۹) وبواسطة الوحي , حيث أول إنسان في الأرض آدم عليه السلام كان يعلم المستقبل والكثير من أحداثه, يعلم بأنه سوف يأتي زمان ويكون فيه نبي من ولده اسمه محمد يختم النبوة ويكون له شأن ومنزلة عظيمة عند الله وعند المؤمنين به , وتقول بعض الروايات أن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) (البقرة ۳۷) كانت ان الله علّمه أن يدعو باسم رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وآل بيته الطيبين الطاهرين عليهم السلام , وعلى هذا فإن علم المستقبل بدأ من آدم عليه السلام ومصدره الأصيل في الوجود الله تعالى مجده.</p>
<p dir="rtl">ولو نستعرض سيرة الأنبياء عليهم السلام نجد أن النبوة قائمة على التنبؤ, أي العلم بأحداث المستقبل, ولا يوجد نبي بلا نبوة أو تنبؤ , بل جميعهم كانوا يخبرون عن نبوءاتهم والحوادث المستقبلية , ويستبقون الزمان بوضعهم الخطط والبرامج التي تحصّن الناس من الفتن والمظلات التي سوف تحدث لهم في المستقبل قبل أوانها , ورسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وكذلك آل بيته المعصومين عليهم السلام , قد سجلوا لنا من خلال الأحاديث الشريفة والروايات المنقولة عنهم الكثير من الأحداث التي سوف تحدث في المستقبل منذ ذلك الحين , مما يعني أنهم من علماء المستقبل , وقد اخبرونا بالتفصيل عما يحدث في الفترة التي تسبق ظهور المهدي عليه السلام والفترة المعاصرة لظهوره , وقد سجل أحد الباحثين &#8211; المعاصرين-أن هناك ۳۶۶۶ حديث للمعصومين عن المهدي عليه السلام الذي خصه الله دون غيره من الآخرين باظهار العالية ليرفع من مكانية الأمة التي شرفها بأشرف المرسلين والكتاب الجامع لجميع الكمالات.</p>
<p dir="rtl">وعند قراءتنا للقرآن الكريم نجد المئات من الآيات الشريفة تحدثنا عن المستقبل وما سوف يحدث في الأرض من أحداث وفي السموات أيضاً, بل القرآن الكريم يذهب إلى ما هو ابعد من دائرة الزمان الممكن ويخبرنا عن الآخرة وما سوف يحدث فيها من أحداث, نحو طريقة الحساب والمثول أمام عدالة الله جل شأنه , وعناصر ومفردات عالم الجنة وما فيه من نعيم مقيم, و عناصر ومفردات عالم الجحيم وما فيه من عذاب مهين ونحو ذلك .</p>
<p dir="rtl">مقطع</p>
<p dir="rtl">وبناء على تقدم فإن علم المستقبل علم أصيل مصدره الوحي والنبوة وله قوانين وقواعد منتزعة من هوية الله تعالى مجده, قد سجلها القرآن الكريم في آيات كثيرة جداً, غير تلك التي يدعيها الغرب وينسب له البعض انه علم ممهورة باسمه,, وأنا كمسلم مهتم بشؤون ديني الذي يأمرني أن اعمل للغد (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ..) (الحشر۱۸) أتوق للمستقبل الذي يبشر به القرآن الكريم سواء كان ذلك على مستوى الآخرة وجنة عرضها السموات والأرض , أو على مستوى الدنيا حيث بسط العدالة الشاملة على الكرة الأرضية التي ينهض بها المهدي عليه السلام , لذلك أجد نفسي أمام مسؤولية شرعية بما أعطاني الله من إمكانيات علمية متبنية على أسس أكاديمية وثقافة عامة استحصلتها من الخارج بالمثابرة , أن اهتم بهذا العلم الذي يستشرف المستقبل وابحث في القرآن والأحاديث الشريفة عن الأسس العلمية والمنطقية لهذا العلم الذي للأسف لم ينهض به احد إلا القلة النادرة من أبناء قومي , وخلال البحث في القرآن الكريم والأحاديث الشريفة و الإلمام بمبادئ الكثير من العلوم الحديثة , وجدت أن أصل كل علم منتزع من هوية تعالى مجده الذي نفخ الروح في الإنسان وجعله خليفته في الأرض وأمر جميع الملائكة أن تسجد له , و كل ما في الأرض من كمال إنما مظهر لكمال الروح الذي حمله الإنسان .</p>
<p dir="rtl">هذه هي رؤيتنا عن أصالة علوم المستقبل الذي بدأ بآدم عليه السلام ونشأ وترعرع في بيوت الأنبياء والمعصومين عليهم السلام حتى وصل إليها من خلال القرآن الكريم والأحاديث الشريفة تاماً كاملاً ومنزهاً ًمن العيوب.</p>
<p dir="rtl">أما في الغرب فإن البدايات العلمية الجادة بدأت في بريطانيا عند بداية القرن التاسع عشر , وظهرت ملامحها الحقيقية في بداية القرن العشرين من خلال صدور المؤلفات التي رسمت صورته في الحقول المتخصصة التي يخوض فيها , حتى أطلقوا عليه تسمية علم المستقبل (Futurology) على الدراسات المستقبلية التي تحولت شيئا ًفشيئاً إلى حقل متكامل يخوض في علوم شتى يبحث في المبادئ النظرية والاستشراف والتطبيق , ثم أخذ طريقه إلى التدريس وشيدت له جامعات ومؤسسات أبحاث متخصصة , وقد اهتمت به بعض الدول إلى درجة أنهم في السويد (عام ۱۹۷۳) قد خصصوا له سكرتارية وزارية خاصة بالدراسات المستقبلية , وسارعت الكثير من الدول الغنية إلى تخصيص ميزانية خاصة به, ساهمت بارتفاع عدد المؤسسات المتخصصة بالدراسات المستقبلية حتى أرتفع العدد في أمريكا من ۶۰۰ مؤسسة ولجنة وسكرتارية في عام ۱۹۶۷ إلى ۱۰۰۰ بعد أقل من عشرين سنة , وبلغ عدد العاملين فيها أكثير ۱۰,۰۰۰ خبير وباحث وتقني , متخصصين في إقامة الندوات والمؤتمرات التعليمية و توجيه الرأي العام وإصدار الدوريات والكتب المتخصصة به , حتى تحوّلت الأنماط البحثية إلى مدارس ونظريات لها روادها من العلماء والخبراء وتحّول اتجاه منها إلى ظهور علوم فرعية منبثقة منه مثل علم اجتماع المستقبل (Sociology of Future) ونحو ذلك .وفي المجال ذاته تقوم بعض المؤسسات ذات العلاقة بنشاطات مكثفة بعقد مؤتمرات دورية لدراسة المستقبل ونظرياته وتطبيقاته , حتى أن المؤتمر الذي عقد عام ۱۹۹۰ في أمريكا حضره ۸۵۰ عالماً وخبيراً من ۴۸ دولة , كان من بينهم بعض العرب الذين يمثلون الاتجاه العلماني مع غياب الإسلاميين للأسف في هذا الميدان .</p>
<p dir="rtl">ولأنني- كما غيري من المسلمين- ابحث عن الأصالة وعدم الاغتراب في الهوية والعقائد وطريقة استحصال العلوم, قد حصرت اهتمامي بما هو أصيل فقط أي القرآن والأحاديث الشريفة, إلا المتابعات العلمية في العالم, حتى وجدت أن كل شيء في دائرة الإمكان يفسرها الزمان , الذي هو مظهر لحركة الواجب تعالى مجده المتحرك بذاته والمحرك لغيرة , ومن خلال هذه الحركة استطيع كباحث مسلم ان أبني أسس وقواعد حركة التاريخ و عناصره بما فيها المادة, أشكالها ومراتبها, ووجدت أن هناك فرقاً ًكبيراً ما بين الباحث المسلم الذي بين يديه القرآن الكريم والأحاديث الشريفة حيث حقائق المستقبل مؤكدة ومحتومة , وبين الباحث الغربي المحروم من كل ذلك وينسب ابحاثه ونتائجه إلى مصدر مجهول حتى تكون كلها مجرد احتمالات لا أكثر فيأتي حدث طارئ غير متوقع ينسف كل نتائج ابحاثه التي بنيت على الاحتمالات .</p>
<p dir="rtl">ولما كان الزمان يفسر كل شيء بناء على الحركة الجوهرية التكاملية الداخلة في تركيب كل شيء باعتبارها حركة الواجب تعالى مجده , فإن ما اسمية بـ علم الزمان يدخل في تركيب كل العلوم دونما استثناء بما فيها الشريعة والإنسان , والباحث الذي يستطيع أن يستنبط القوانين العامة في الكون ويقارنها بالأحداث المثبتة في القرآن الكريم والأحاديث الشريفة يستطيع أن يظفر بالكثير من الحقائق المؤكدة وبأقل قدر من الأخطاء أو الاحتمالات .</p>
<p dir="rtl">وإليكم نموذج من الطريقة التي اتبعها في كيفية انتزاع القوانين العامة في الكون من هوية الله تعالى مجده , وتطبيقها فيما بعد في ميادين العلوم التي أخوض فيها .</p>
<p dir="rtl">نسأل من هو الله ؟ لنعرف كيف خلق عناصر وكيف يحركها ؟؟ يجيبنا بقرآنه المجيد بكل وضوح حيث يقول:</p>
<p dir="rtl">(هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (الحديد۳)</p>
<p dir="rtl">في هذه الآية المباركة التي تصف هوية الله تعالى مجده قوانين عامة عن الزمان والمكان ,ولما كان الله خالق كل شيء , فانه لولا الخالق لما وجد المخلوق , و لو لم يكن الله (أول وآخر) لما وجد زمان (ماضي ومستقبل- أزل وابد) ,ولو لم يكن الله (ظاهر وباطن) لما وجدت المادة الظاهرة والباطنة , وبالتالي المخلوقات الظاهرة والباطنة .</p>
<p dir="rtl">وفي سبيل انتزاع قانون عام للعلوم التي ابحث فيها أقوم بإجراء المعادلة البسيطة الموضحة بالرسم الجانبي :</p>
<p dir="rtl">حيث الله تعالى مجده هوية واحدة لا غير ( واحد أحد) ولكن مظاهر وجوده في الوجود تكون أول وآخر , ظاهر وباطن , فمنه تندفع الموجودات الزمانية والمكانية ( الظاهرة والباطنة) للوجود , وعند ترجمة تلك القيم إلى مفردات علمية لغرض تطبيقها في العلوم الحديثة, فإننا من القيم المتقابلة (أول وأخر) ننتزع السالب والموجب في المحور الذي يسمى بالمحور السيني , ومن القيم المتقابلة ( الظاهر والباطن) ننتزع السالب والموجب في المحور الذي يسمى بالمحور الصادي . لنحصل في النهاية على تفسير علمي أصيل للزمان والمكان منتزع من هوية الخالق العظيم مبيناً بالرسم الجانبي الثاني .</p>
<p dir="rtl">من خلال هذه المعادلة نستطيع أن ندرس كل ظاهر تاريخية زمنكانية ( زمانية ومكانية ) , بل يمكن أن نخوض إلى أعمق من ذلك وندخل إلى كنه الأحداث حينما نجرّد المعادلة السابقة إلى ابسط وحداتها الزمنكانية لتصبح الصورة الموضحة بالرسم التالي :</p>
<p dir="rtl">المصدر: منتديات عالم مدريدي</p>
<p dir="rtl">http://www.۳allam.com/vb/</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1324</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علم المستقبل وأهمية الدراسات الأستشرافية</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1321</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1321#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2010 02:55:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[العربیه]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات العربیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1321</guid>
		<description><![CDATA[، إن اصطلاح ” علم المستقبل ” مشتق من كلمة لاتينية، وكلمة يونانية، وقد ظهر هذا الاصطلاح لأول مرة عام ۱۹۴۳ في أبحاث نشرها العالم الألماني الاجتماعي
علم المستقبل وأهمية الدراسات الأستشرافية
نزيهة أحمد التركي
مستقبلنا هو :حاضرنا وماضينا، علم المستقبل وأهمية الدراسات الاستشرافية، إن اصطلاح ” علم المستقبل ” مشتق من كلمة لاتينية، وكلمة يونانية، وقد ظهر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>، إن اصطلاح ” علم المستقبل ” مشتق من كلمة لاتينية، وكلمة يونانية، وقد ظهر هذا الاصطلاح لأول مرة عام ۱۹۴۳ في أبحاث نشرها العالم الألماني الاجتماعي<span id="more-1321"></span></p>
<p dir="rtl">علم المستقبل وأهمية الدراسات الأستشرافية</p>
<p dir="rtl">نزيهة أحمد التركي</p>
<p dir="rtl">مستقبلنا هو :حاضرنا وماضينا، علم المستقبل وأهمية الدراسات الاستشرافية، إن اصطلاح ” علم المستقبل ” مشتق من كلمة لاتينية، وكلمة يونانية، وقد ظهر هذا الاصطلاح لأول مرة عام ۱۹۴۳ في أبحاث نشرها العالم الألماني الاجتماعي أو سيب فلتخايهم، الذي هاجر إلى الولايات المتحدة قبل وقت طويل من نشوب الحرب العالمية الثانية ، وقد أخذ بالتعليق على الأعمال المتزايدة حول التنبؤ الاجتماعي، وكتب عن ظهور علم جديد ، زعم أنه آخذ بالتبلور، وفي طريقه لأن يصبح علماً قائماً بذاته، وكان ذلك علم المستقبل أو (فيوثورلوجي)” “. وعاد مصطلح “علم المستقبل” للظهور في أوائل الستينيات، وانتشر انتشاراً كبيراً في الغرب، واكتسب قوة واندفاعاً كبيرين، نتيجة لتطور الوسائل الفعالة التي تساعد على التنبؤ في مجال العلوم الاجتماعية، ولقيام المئات من مؤسسات الأبحاث الكبيرة والدوائر المتخصصة بالتنبؤ في تطور العلم والتكنولوجيا والاقتصاد والعلاقات الاجتماعية والدولية والقانون والسياسة الداخلية والخارجية. والعلاقات الدولية وأبحاث اكتشاف الأرض والفضاء…الخ، لذلك نقول إن علم المستقبل هو من العلوم “الجديدة” نسبياً، إذ لم يلق رواجاً لدى العلماء والمفكرين في الدول المتقدمة إلا في وقت متأخر، أي في عقد الستينيات، كما أنه أخذ يحظى باهتمام أكبر وأوسع، عندما تحول منذ مطلع السبعينيات، من مجرد “تمرينات” واجتهادات ذهنية وفكرية فردية، من قبل طائفة من بعض العلماء والمفكرين، إلى اجتهادات علمية منظمة، أكبر حجماً، وأكثر شمولاً وتنوعاً، تقف وراءها وتدعمها وتمولها وتنشر نتائجها، مؤسسات وهيئات دولية وشبه دولية كبرى”. ونجد أن هناك من يرجع بروز هذه الدراسات المستقبلية وتعاظم الاهتمام بها إلى عاملين رئيسيين هما: “أزمة النظام الرأسمالي والتقدم العلمي والتقني. وقد أسفر العامل الأول عن ظهور كتابات، حاولت أن ترسم صورة أفضل لمجتمع الغد، تعتمد على مظاهر التقدم العلمي والتقني. أما العامل الثاني وهو تطور أدوات المعرفة والقياس وتطور أساليب تحليل النظم كتطور الأدوات المعرفية”، فقد أعطى دفعة قوية للدراسات المستقبلية .</p>
<p dir="rtl">وإلى جانب هذين العاملين هناك عامل آخر، لا يقل أهمية، وهو ظهور عدد من الدول الناشئة الجديدة التي تبحث عن وسيلة للتغلب على التخلف الاقتصادي والاجتماعي لديها، والتي وجدت في دراسة المستقبل وسيلة للتنبيه على السلبيات المعتمدة حالياً ، وكيفية اختيار سياسات بديلة لدرء تلك السلبيات في المستقبل. فعن طريق الدراسات المستقبلية يتم وضع عدة بدائل معينة للمستقبل، توضح عدة مسارات مستقبلية، قد تتخذها النظم الاجتماعية والاقتصادية في المجتمع. وبالتالي فإن هذه الدول الناشئة يمكنها، بما توفره لها الدراسات المستقبلية من صور عديدة للمستقبل، أن تعمل من خلال سياسات معينة على الاقتراب من البديل الأفضل الذي يحقق لها غاياتها في تحقيق التنمية والقضاء على عوامل التخلف لديها . هذا فضلاً عن تطور أدوات المعرفة، وخاصــة أدوات التنبؤ وقياس الظواهر (الكمية والكيفية) التي ساعدت على ارتقاء العلوم الاجتماعية إلى مصاف العلوم الدقيقة”. وقد أدى بروز هذه العوامل إلى طرح إشكاليات متعددة أمام المفكرين والعلماء والساسة في شتى المجالات تمثلت في الآتي: ۱ &#8211; الآثار السلبية والإيجابية التي يمكن أن تترتب عن التطور العلمي والتقني.</p>
<p dir="rtl">۲ &#8211; اتساع الفجوة بين الدول المتقدمة والدول المتخلفة وبالتالي تحديد الاستراتيجية التي يمكن تطبيقها الآن وفي المستقبل لتضييق تلك الفجوة . ۳ &#8211; كيفية الموازنة بين إمكانات الإنسان القائمة والمحتملة . ۴ &#8211; الطريقة المثلى لمواجهة أخطار المستقبل . ۵ &#8211; توفير المعلومات اللازمة لاتخاذ قرارات ذات أبعاد مستقبلية في مختلف المجالات . لذلك برزت أهمية الاهتمام بدراسة المستقبل، وطلب التنبؤ حوله. فاستشراف المستقبل في الوقت الحالي يعتبر من الأمور الضرورية والمهمة للدول المتقدمة والنامية على حد سواء، لأن المستقبل ليس مجرد امتداد للحاضر فقط، بل هو حالة نوعية مختلفة، يمكن أن نخطط لها. ففي الاستشراف نقوم بدراسة وتحليل ثلاث مراحل مختلفة من الظاهرة قيد البحث، ندرس الماضي ونستخلص منه بعض الدروس والعبر، ونحلل الحاضر بكل أبعاده وتفاعلاته، ونعمل على تخيل المستقبل، ونحاول أن نرصد تطور العلاقات الملموسة في الحاضر، من خلال رسم صور محتملة وممكنة للمستقبل، تكون خلاصة لكل ما أجريناه من أبحاث وتحليلات”. وفي وقت لاحق ومع تطور الأوضاع الدولية في السبعينيات والثمانينيات، زاد الاهتمام بدراسات المستقبل، التي اكتسبت أهمية كبيرة في كل المجـالات وعلى كل المستويات. وتعــرف الجمعية الدولية للمستقبلات الدراسات المستقبلية على أساس طبيعتها في أربعة عناصر رئيسية هي: ۱ &#8211; أنها الدراسات التي تركز على استخدام الطرق العلمية في دراسة الظواهر الخفية. ۲ &#8211; أنها أوسع من حدود العلم، فهي تتضمن الجهود الفلسفية والفنية ، جنباً إلى جنب مع الجهود العلمية. ۳ &#8211; أنها تتعامل مع نطاق لبدائل النمو الممكنة، وليس مع إسقاط مفردة محددة على المستقبل. ۴ &#8211; أنها تلك الدراسات التي تتناول المستقبل في آماد زمنية تتراوح بين خمس سنوات وخمسين عاماً . بمعنى آخر أن الدراسة المستقبلية هي دراسة علمية ، تبحث في ظواهر غير منظورة حالياً ، من خلال طرق ومناهج متعددة ولفترة زمنية بعيدة نسبياً، وذلك عن طريق صياغة متعددة للمستقبل ، يفترض فيها تطورات معينة للظاهرة محل الدراسة. فالتحليل المستقبلي أو الاستشرافي بهذا المعنى، يوضح لنا صور المستقبل الممكنة والمحتملة، مما يساعدنا في رسم الطريق الأفضل للوصول إلى الأهداف المتوخاة “إن الإلمام بعلم المستقبل، يعتبر إذن من ضمن الأدوات الرئيسية التي تدعم قدراتنا في مجال استشراف المستقبل لفترات زمنية ملحوظة، قد تتراوح في العادة ما بين ۱۰-۳۰ سنة أو أكثر، وإمكانيات النجاح في تبني وتطور سياسات طويلة الأمد في مجال التعامل مع القضايا المستقبلية. ويعرف الاستشراف بأنه” منهج لا يسعى إلى التنبؤ بالمستقبل أو التخطيط له، بل يقوم بإجراء مجموعة من التنبؤات المشروطة ” أو المشاهد ” السيناريوهات “التي تفترض الواقع تارة، والمأمول فيها تارة أخرى، أيا كانت طبيعة الصور المأمول فيها، دون أن تنتهي إلى قرار بتحقيق أي من هذه الصور، فهذا أمر يدخل في حيز التخطيط”، بهذا المعنى فإن الاستشراف هو دراسة لحالات احتمالية، لها شروط ومؤشرات معينة، تصاغ في بدائل، على شكل مشاهد مستقبلية مترابطة منطقياً. والدراسة الاستشرافية تستخدم المشاهد في توضيح عملية التطور في ظواهر معينة، وهذه المشاهد تتضمن عدة افتراضات تحاول أن تحصر عملية التطور تلك.</p>
<p dir="rtl">والاستشراف هنا يختلف عن التنبؤ. ويكمن الاختلاف بينهما في درجة تحديد “حدوث” أي من بدائل المستقبل فكلاهما يتفق في دراسة حدوث بدائل معينة للحاضر الذي نحياه، ولكنهما يختلفان في درجة تحديد حدوث أي من تلك البدائل. فالدراسة الاستشرافية لا تنتهي بتقرير حدوث أحد البدائل الواردة فيها. فهي تدرس بدائل متعددة “احتمالية ” وتقارن بينها، ولكنها لا تنتهي بتحديد أي منها يمكن أن يحدث أو سوف يقع. فهي في طبيعتها دراسة للاحتمال الممكن حدوثه. وهي في ذلك تسعى لمحاولة التأثير على شكل المستقبل القادم. أما التنبؤ فهو تقرير بحدوث أحد بدائل معينة للمستقبل، بناء على تتبع مسار متغيرات معينة في الماضي والحاضر، ورصد تأثيرها على ظاهرة ما في المستقبل، بحيث ينتهي إلى أن تطور تلك المتغيرات سوف يؤدي إلى حدوث بديــل معين دون غيره”. والجدير بالذكر هنا أن إحدى مسلمات التحليل الاستشرافي هي أن المستقبل يستطيع أحياناً أن يفاجئنا بأحداث وتطورات لم يدخلها الباحثون في الحسبان. فلا يستطيع أحد اليوم على سبيل التأكيد أن يحدد مثلاً الآثار السياسية والاجتماعية للتحولات التكنولوجية عميقة الأثر التي ستحدث خلال فترة الدراسة. وتزيد أهمية هذا الاعتبار عند البحث في مستقبل دول العالم الثالث، أو في موضوع العلاقات الدولية ، حيث تتعدد المتغيرات وتتشابك وتتعقد. على أن إدراك ذلك لا ينبغي أن يؤدي بنا إلى نبذ محاولة استشراف المستقبل، بقدر مما ينبغي أن يدفعنا إلى فهم حدود معارفنا، والتواضع فيما نقدمه من نتائج ،والحرص على استنفاد الاحتمالات والتداعيات المحتملة”. وفي هذا الإطار يجب أن نذكر أن دقة أو عدم دقة صور المستقبل المرسومة لأي ظاهرة تتوقف على حيثيات عديدة أولها: تتابع النتائج وهي التحديد الدقيق للاتجاه الذي سيتخذه تطور الظاهرة مستقبلاً وهذا يترتب على التحديد الدقيق لواقع الظاهرة في الحاضر والذي يتوقف إتمامه على كيفية تحليل مكونات الظاهرة أو العناصر المشكلة لها من حيث طريقة عملها والعلاقة التبادلية بينها وبين البنى والعلاقات الاقتصادية والاجتماعية المحيطة بالظاهرة أي البيئة المحيطة وهذه الأخيرة بدورها تتوقف على ما يتوفر لدينا من معلومات كافية حول ما نريد دراسته فذلك من شأنه أن يعطينا القدرة السليمة على التحليل فكل ظاهرة في المجتمع سياسية أو اقتصادية أو اجتماعية هي محدودة الحركة والفاعلية بحدود التقائها مع الظواهر الأخرى الاقتصادية والاجتماعية وبالتالي فان هناك قيوداً معينة تقف أمام تطور الظاهرة في اتجاه معين وهذه القيود قد يتعذر تجاوزها في المستقبل المنظور وبالتالي لابد في دراسة المستقبل من أن نعي أن هناك حدوداً معينة ينبغي أخذها بعين الاعتبار عند رسمنا لصور المستقبل.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://taakhinews.org/?p=36664">http://taakhinews.org/?p=۳۶۶۶۴</a></p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1321</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آینده پژوهی :قسمت سوم</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1319</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1319#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 15:35:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1319</guid>
		<description><![CDATA[روشهای عمده شناسایی روندها:ناسایی رویداد‌هایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع،اثر بسیار شدیدی باقی می‌گذارند WildCards     رصد منابع اطلاعاتی Scanningشناسایی پیشران‌ها Driving Forces  
آینده پژوهی :قسمت سوم
 
روشهای عمده شناسایی روندها:
شناسایی رویداد‌هایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع،اثر بسیار شدیدی باقی می‌گذارند WildCards
رصد منابع اطلاعاتی Scanning
شناسایی پیشران‌ها Driving Forces
۱۱. تجزیه و تحلیل پیش رانها Drivers Analysis
برای شناسایی پیشران‌هایی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">روشهای عمده شناسایی روندها:ناسایی رویداد‌هایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع،اثر بسیار شدیدی باقی می‌گذارند WildCards     رصد منابع اطلاعاتی Scanningشناسایی پیشران‌ها Driving Forces  <span id="more-1319"></span></p>
<p dir="rtl">آینده پژوهی :قسمت سوم</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">روشهای عمده شناسایی روندها:</p>
<p dir="rtl">شناسایی رویداد‌هایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع،اثر بسیار شدیدی باقی می‌گذارند WildCards</p>
<p dir="rtl">رصد منابع اطلاعاتی Scanning</p>
<p dir="rtl">شناسایی پیشران‌ها Driving Forces</p>
<p dir="rtl">۱۱. تجزیه و تحلیل پیش رانها Drivers Analysis</p>
<p dir="rtl">برای شناسایی پیشران‌هایی که روند‌های آتی را شکل می‌دهند، از این روش بهره گیری می‌شود. بااین روش بویژه می‌توان تعامل بین پیشران‌ها را مورد بررسی دقیق قرار داده و بدین طریق پیشران‌هایی اصلی که شکل دهنده آینده هستند، را تشخیص داد.</p>
<p dir="rtl">از این روش می‌توان به‌عنوان مبنایی برای تدوین سناریو‌ها، نقشه راه یا چشم انداز استفاده کرد.</p>
<p dir="rtl">برای سنجش کارایی سیاست‌های اتخاذ شده و نیز برای پیش آگهی از مشکلات در حال ایجاد، روش خوبی است.</p>
<p dir="rtl">از چالش‌های پیش روی استفاده از این روش، کمی کردن ارتباط بین پیشران‌های مختلف می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">۱۲. سناریوپردازیScenario</p>
<p dir="rtl">سناریو‌ها تصاویری از آینده‌های محتمل هستند. این تصاویر دروناً به هم وابسته هستند.</p>
<p dir="rtl">سناریوها، از اطلاعات مربوط به احتمالات و روندهای متنوع (و بعضاً واگرا)، تصاویری باورپذیر و دروناً سازگار از آینده ایجاد می‌کنند.</p>
<p dir="rtl">هدف از بکارگیری سناریوها، ایجاد فضایی از ممکنات است که در آن کارایی سیاست‌های اتخاذ شده در برابر چالش‌های موجود آینده در بوته آزمایش قرار می‌گیرند. سناریو‌ها همچنین کمک می‌کنند که هم چالش‌ها و هم فرصت‌های بالقوه ولی غیر منتظره شناسایی شوند.</p>
<p dir="rtl">سناریو‌ها باکشف سیستماتیک چالشها و فرصتهای پیش رو، در خدمت تدوین استراتژی‌ها قرارمی گیرند.</p>
<p dir="rtl">سناریوها تنها حدسیات درمورد آینده نیستند. سناریو پردازی کمک می‌کند تا بیاندیشیم چگونه در شرایط محیطی متفاوت آینده، پیروزمندانه به هدایت امور بپردازیم.</p>
<p dir="rtl">تدوین مجموعه‌ای از چندین سناریوی متمایز و مقید کردن ”عدم قطعیت لایتناهی“ به یک حدومرز، برنامه ریزی سیستماتیک برای انجام اقدامات لازم در سازمان را ممکن می‌کند. معمولاً ۳ یا ۴ سناریو برای هرآینده پژوهی تهیه می‌شود.</p>
<p dir="rtl">۱۳. چشم اندازسازیVisioning</p>
<p dir="rtl">چشم اندازسازی، تجسم و ایجاد تصویری غنی والبته نه چندان دقیق از آینده‌است.</p>
<p dir="rtl">چشم انداز بر خلاف سناریو که رد پا از اکنون به آینده مشهود است، بیشتر شبیه پرش به آینده‌است و لزوما نمی‌توان نحوه تدوین چشم انداز را دید. به همین دلیل اخذ تایید متولیان (Stakeholders) برای شروع کاری صرفاً بر اساس چشم انداز، کاری مشکل است.</p>
<p dir="rtl">برای مثمر ثمر بودن، چشم انداز باید مقرون به واقعیات و به دور از خیال پردازی باشد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">۱۴. نقشه راه Road map</p>
<p dir="rtl">نقشه راه، گام‌هایی را که باید برای نیل به یک هدف برداشت، تعیین می‌کند. طیف وسیعی از انواع نقشه راه وجود دارد.</p>
<p dir="rtl">به عنوان مثال یک نقشه راه مربوط به تکنولوژی معمولاً شامل ارزیابی از مقولات زیر است:</p>
<p dir="rtl">پیشران‌های اجتماعی</p>
<p dir="rtl">پیشران‌های علوم</p>
<p dir="rtl">تکنولوژی‌ها و کاربرد‌های آنها</p>
<p dir="rtl">نقشه راه به گمانه زنی درکشف محصولات مختلف ممکن در آینده کمک می‌کند و در عین حال بخش‌های کلیدی از علوم مختلف که برای ایجاد این محصولات لازم است، را نیز مشخص می‌کند.</p>
<p dir="rtl">این روش بویژه برای تعیین فهرست اقدام‌های لازم که باید برای ظهور یک فناوری جدید به انجام رسانده شود، بسیار مفید است.</p>
<p dir="rtl">۱۵. پس نگری Back Casting</p>
<p dir="rtl">پس نگری با تصور آینده مطلوب شروع می‌شود و سپس با تعیین قدم‌های لازم برای افزایش شانس رسیدن به آن آینده ادامه می‌یابد.</p>
<p dir="rtl">این رویکرد تنها زمانی عملی است که اهداف آینده به روشنی و به دور از هر گونه ابهام تعیین شده با شند. در غیر اینصورت و در جایی که تعدادی اهداف بالقوه متناقض وجود داشته باشند بکارگیری متدولوژی سناریو ارجح است.</p>
<p dir="rtl">۱۶. مدل سازي Modelling</p>
<p dir="rtl">کاربرد این روش در بررسی آینده یک سیستم و نیز جایی که درکی ازعوامل موثر بر تغییرات سیستم در طول زمان، وجود دارد، می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">این روش ابزار ارزشمندی جهت بررسی یک موضوع پیچیده می‌باشد و در آن بررسی‌ها بیشتر بر پایه ادراکات افراد صورت می‌گیرد تا شواهد. درنتیجه استفاده ازاین روش، سنجه ها(Metrics) در اختیار قرار می‌گیرند. این سنجه‌ها کمک می‌کنند تا تأثیر نسبی گزینه‌های مختلف ارزیابی شود ولی در اتکا به سنجه‌های بدست آمده از مدل‌ها، باید محتاط بود و محدودیت‌های آنها را در نظر داشت.</p>
<p dir="rtl">نکته مهم در این روش این است که برای ساختن و کالیبره کردن مدل‌ها،لازم است داده‌های خوبی در اختیار باشد.</p>
<p dir="rtl">۱۷. شبیه سازی Simulation &amp; Gaming</p>
<p dir="rtl">در این رویکرد مثل بازیهای کامپیوتری، از متولیان موضوع خواسته می‌شود که خود را به‌عنوان بازیگران یک سناریو فرض کنند و در مورد واکنش‌های خود تصمیم بگیرند. بدین ترتیب این رویکرد روش خوبی برای سیاست گذاران است تا نحوه تأثیر سیاست‌های فعلی خود را بر آینده، و میزان کارایی این سیاست‌ها را در دراز مدت، شبیه سازی کنند.</p>
<p dir="rtl">شبیه سازی حتی می‌تواند در یک مدل کامپیوتری شکل گیرد. با کار کردن با این مدل کامپیوتری، امکان مشاهده تأثیرات تصمیمات بر مجموعه‌ای پیچیده فراهم می‌شود.</p>
<p dir="rtl">شبیه سازی، روش خوبی برای مفاهمه با طیف وسیعی از مخاطبان در باره ماهیت پیچیده تصمیمات و سیاست‌ها و ایجاد تصویر گسترده‌ای از تأثیراجرای این سیاست‌ها، می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">تصویر موجود در این اسلاید، صفحه نمایش یک شبیه ساز سیلاب را نشان می‌دهد. این مدل به کاربران اجازه می‌دهد تأثیرات دراز مدت تصمیمات سرمایه گذاری را بر روی ریسک سیل مشاهده کنند.</p>
<p dir="rtl">. ترکیب روش‌های مختلف آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">بهترین کار، بهره گیری از تعداد متنوعی از رویکرد‌های آینده پژوهی در یک پروژه‌است. دیاگرام موجود در این اسلاید، مثالی از چگونگی بکار گیری و ارتباط رویکرد‌های مختلف آینده پژوهی را با یکدیگر و ترتیب طبیعی استفاده از این تکنیک‌ها را نشان می‌دهد.</p>
<p dir="rtl">۱۹. یک مثال ساده برای معرفی رویکرد‌های مختلف آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">تصور کنید در جایگاه مسوول ناوبری کشتی قرار دارید. هنگامی که مشغول دیده بانی افق مقابل هستید (رصد محیطی)، دو چیز نظر شما را به خود جلب می‌کند. «یک کوه یخ» و «یک کشتی تدارکاتی» که باید به آن بپیوندید. شما سرعت‌ها و جهت‌های محتمل کوه یخ و نیز کشتی تدارکاتی را بررسی می‌کنید (تجزیه و تحلیل روند‌ها) و اطلاعات حاصله را وارد رایانه کشتی می‌کنید (مدل سازي). سپس مسیر حرکت را چنان ترسیم می‌کنید که بجای برخورد با کوه یخ به کشتی تدارکاتی بپیوندید (نقشه راه). در حین انجام تمام این فعالیت‌ها رویای خوردن غذای مطبوع و دیدار با دوستان قدیمی پس از پیوستن به کشتی تدارکاتی را در سر می‌پرورانید (چشم انداز سازی). متوجه می‌شوید که سرعت‌ها و جهت‌های کوه یخ و کشتی تدارکاتی ممکن است تغییر کند. لذا شروع به بررسی بر روی گزینه‌های ممکن در خصوص این تغییرات می‌کنید تا این اطمینان حاصل شود که بیشترین بخت برای پیوستن به کشتی تدارکاتی وجود داشته باشد (سناریو پردازی). علیرغم تمامی این برنامه ریزی‌ها، شما میدانید که احتمال وقوع حادثه‌ای غیر منتظره و برخورد با کوه یخ همچنان وجود دارد. لذا از خدمه کشتی می‌خواهید که به تمرین تخلیه اظطراری کشتی مبادرت ورزند (Gaming). هنگامی که آنان مشغول به تمرین هستند، شما خود را در موقعیت محتمل ترین وضعیت کشتی تدارکاتی فرض کرده و مراحل رسیدن به این وضعیت نهایی را ترسیم می‌کنید. (پس نگری Back casting )</p>
<p dir="rtl">۲۰. از دیدگاه آینده‌پژوهان</p>
<p dir="rtl">جیمز ایگلوی (آینده‌شناس؛ مدیر شبکه جهانی تجارت):</p>
<p dir="rtl">اگر بخواهیم انسان خوبی باشیم، ناگزیر باید آینده‌پژوه باشیم. از منظر آزادی انسان، تصور آینده‌های گوناگون و سپس انتخاب‌ میان آنها موضوع بسیار حائز اهمیتی است. عکس این مدعا هم درست است. برای اینکه آینده‌پژوه خوبی باشیم، باید بخواهیم که انسان خوبی باشیم، و به عبارت دیگر، نگران رفاه و سعادت دیگران باشیم. در این راستا لازم است بصیرت افراد نسبت به آینده به دانشی فراتر از اینکه «آینده چه هست؟» و حتی فراتر از اینکه «چه می‌تواند باشد؟» مجهز شود. جان کلام، این بصیرت باید به احساسی از اینکه «آینده چه باید باشد؟» مسلح گردد.</p>
<p dir="rtl">ریچارد.ای.اسلاتر (بنیان‌گزار مرکز مطالعات آینده استرالیا):</p>
<p dir="rtl">در قرن بیست و یکم بایستی تفکر آینده‌نگرانه رواج یافته و مورد پذیرش همگانی قرار گیرد؛ درست همان‌طور که تفکر درباره گذشته و حال چنین شده‌است. در غیر این‌صورت مطمئنا راه دشواری را در پیش رو خواهیم داشت.</p>
<p dir="rtl">۲۱. پیوند به بیرون</p>
<p dir="rtl">اندیشگاه شریف</p>
<p dir="rtl">اندیشکده روابط بین الملل</p>
<p dir="rtl">باشگاه آینده‌پزوهان جوان</p>
<p dir="rtl">اندیشکده آصف</p>
<p dir="rtl">اندیشکده وحید</p>
<p dir="rtl">سایت آینده نگاری ایران</p>
<p dir="rtl">کانون تفکر فناوران فردا (دانشگاه فردوسی مشهد)</p>
<p dir="rtl">انجمن آینده جهان (آمریکا)</p>
<p dir="rtl">وبگاه علمی و پژوهشی مدیریت استراتژیک</p>
<p dir="rtl">۲۲. منابع</p>
<p dir="rtl">۱. الفبای آینده‌پژوهی/عقیل ملکی‌فر/۱۳۸۵</p>
<p dir="rtl">۲. نواندیشی برای هزاره نوین/ ریچارد اسلاتر و دیگران/ وحید وحیدی مطلق</p>
<p dir="rtl">۳. The Futurist؛ مجله تخصصی آینده‌پژوهی (که توسط «انجمن جهانی آینده» منتشر می‌شود)</p>
<p dir="rtl">http://wapedia.mobi/fa</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1319</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آینده پژوهی:قسمت دوم</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1315</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1315#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 15:22:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1315</guid>
		<description><![CDATA[آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد. برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام «هنر گمان» را نوشت
 
آینده پژوهی:قسمت دوم
آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد. برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام «هنر گمان» [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد. برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام «هنر گمان» را نوشت<span id="more-1315"></span></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">آینده پژوهی:قسمت دوم</p>
<p dir="rtl">آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد. برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام «هنر گمان» را نوشت. او در این زمینه با اشاره به این که «هیچ واقعیتی در مورد آینده وجود ندارد»، نتیجه گرفت که یافتن مدارک و استنتاجات برای آینده، نیازمند روش‌هایی غیر متداول می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">هوشیاری نسبت به زمینه‌های آینده پژوهی از همین زمان آغاز شد. هاریسون براون Harrison Brown در کتاب خود بنام «چالش پیش روی آینده بشر» در سال ۱۹۵۴ بسیاری از مسایل بوم شناسی ecological و مسایل مربوط به توسعه را که انسان در حال حاضر با آن روبروست، پیش بینی کرد.راشل کارسون Rachel Carson با نوشتن کتاب «بهار ساکت» Silent Spring که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، با تصویرکردن دنیایی بدون سینه سرخ(نوعی پرنده)، آغازگرجنبش زیست محیطی بود. تحلیل مسایل مربوط به آینده در کتاب «بمب جمعیت» اثر پاول ارلیشPaul Ehrlich و نیز کتاب محدودیت‌های رشدLimits to Growth به نقطه اوج می‌رسد. انتشار این آثارو پیش بینی فروپاشی جامعه صنعتی دنیای آن زمان را دچار شوک روحی نمود. بعد‌ها، رویداد‌هایی نظیر ترور برادران کندی و مارتین لوتر کینگ، جنگ ویتنام، بحران نفتی و رسوایی واتر گیت نشان داد که آینده پژوهان در پیش بینی این موضوع درست عمل کرده‌اند.</p>
<p dir="rtl">آینده پژوهان مثبت اندیش نیز در دهه ۶۰ بسختی مشغول بودند. دانیل بل Daniel Bell جامعه شناس برای اولین بار اصطلاح «جامعه فرا صنعتی» را در کتابی به همین نام بکار برد. بل سرآغاز تعداد زیادی از آینده پژوهان نظیر مارشال مک لوان Marshall Mcluan ، آلوین تافلرAlvin Toffler و جان نیسبیت John Naisbitt بود که آینده مورد پیش بینی آنها گرچه کمی دیر محقق شد ولی دنیا شاهد تحولات اساسی در زمینه ارتباطات و کسب و کار از طریق ظهور کامپیوتر‌های شخصی در دهه ۸۰ و ظهور اینترنت در دهه ۹۰ بود. آینده و آن هم از نوع دیجیتال وارد شده بود.</p>
<p dir="rtl">باز این دهه ۶۰ بود که در آن آینده پژوهی به عنوان یکی از رشته‌های جدید علوم پایه ریزی شد. اولین دوره اموزشی آینده پژوهی در سال ۱۹۶۳ توسط جیم دیتورJim Dator در انستیتو پلی تکنیک ویرجینیا تدریس شد. کوتاه مدتی پس از آن وندل بل Wendell Bell سری دوره‌های آموزشی خود در دانشگاه ییل Yale شروع کرد. پس از انتقال دیتور Dator به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه هاوایی، وی دوره‌های آینده پژوهی متمرکزی در آن دانشگاه برای دانشجویان دوره‌های فوق لیسانس و دکترا ایجاد نمود. در سال ۱۹۷۴ اولین دوره تخصصی فوق لیسانس برای آینده پژوهی در دانشگاه هوستون توسط جیب فاولز Jib Fowles و کریس دید Chris Dede برپا شد. بعد‌ها مشابه این دوره در دانشگاه‌های ماساچوست، آکرون، مینه سوتا، یو اس سی و دانشگاه ایالتی پورتلند نیز دایر شد. ( متاسفانه در حال حاضر بجز دانشگاه‌های هاوایی و هوستون بقیه دوره‌ها تعطیل شده‌اند.)</p>
<p dir="rtl">دو سازمان معتبر آینده پژوهی جهان یعنی World Futures Society)WFS)یا انجمن آینده دنیا و همچنین World Futures Studies Federation)WFSF )یا فدراسیون جهانی آینده پژوهی، در همین دوران به ترتیب در سالهای ۱۹۶۷ در آمریکا و ۱۹۷۳ در پاریس تأسیس شدند. WFS علاوه بر عضو گیری بیش از ۴۰۰۰۰ نفر تا کنون، فقط در اوایل دهه ۸۰ متجاوز از ۵۰۰۰ نفر را در کنفرانس‌های مختلف آینده پژوهی حاضر کردو نیز موفق به انتشار مجله معروف «آینده پژوه» Futurist گردید. از طرف دیگر WFSF که نسبت به WFS سازمان بین المللی تری محسوب می‌شود، آینده پژوهان سرتاسر گیتی را در یک انجمن حرفه‌ای گرد هم آورده‌است. همچنین در دهه ۸۰ انتشارات السویرElsevier مجله معروف «آینده هاً را بنا گذاشت که هم اکنون معتبر ترین نشریه آکادمیک و فکری در زمینه آینده پژوهی محسوب می‌شود. بعد‌ها در آغاز دهه ۹۰، نشریه معتبر فصلی »تحقیق در مورد آینده هاً توسط WFS ونشریه «آینده نگاری» توسط انتشارات کمفورد Camford Publishing به نشریات مربوط به آینده پژوهی اضافه شدند.</p>
<p dir="rtl">در حال حاضر آینده پژوهی از پهنه وسیعتری نسبت به دوران طلایی ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ برخوردار است. دنیای امروز نسبت به آن سالها آمادگی و صراحت بیشتری برای ملحوظ کردن آینده دارد. بر خلاف آن دوران، آینده پژوهی تنها به عده معدودی از نویسندگان و استادان محدود نمی‌شود بلکه دنیای کسب و کار، دولتمردان و فرهیختگان همگی در حال بیداری و درک این واقعیت هستند که برای اینکه آینده موفقی داشته باشیم باید بر روی آن تمرکز کنیم. بدین ترتیب است که برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای چشم انداز‌ها و متکی بر سناریو‌ها، امکانپذیر خواهد بود.</p>
<p dir="rtl">در عین حال، برنامه‌های آموزشی و تحصیلی در زمینه آینده پژوهی در طول سالها بجای اینکه گسترده تر شوند، کمتر شده‌اند. در عوض دوره‌هایی نظیر هوش رقابتی Competitive Intelligence و مدیریت استراتژیک Strategic Management ،بدور از تعلقات تئوریک و ایدئولوژیک آینده پژوهی ازبسیاری از ابزارهای آن بهره گیری می‌کنند. در خاتمه، خاطر نشان می‌سازد که آینده پژوهی احتمالاً سرنوشتی نظیر سایرعلوم اجتماعی خواهد داشت بدین معنی که کارکرد این علوم ضمن انگیزش علاقه اجتماع به موضوعی پراهمیت و بهره گیری از ابزارتکوین شده مناسب برای آن موضوع، تقریباً کاملاً آکادمیک بوده ولی از نظر کاربردی دنبال کردن این علوم به خصوص توسط کسب و کارها و بنگاه‌های دولتی، انجام می‌شود.</p>
<p dir="rtl">۳. فایده آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">تفکر درباره آینده برای کارها و اقدامات کنونی انسان امری ضروری است. واکنش بدون تفکر به‌ آینده امکان‌پذیر است‌, اما کنش امکان‌پذیر نیست، چرا که عمل نیاز به پیش‌بینی دارد. بدین ترتیب‌, تصویرهای‌ آینده (آرمان‌ها، اهداف‌, مقاصد, امیدها, نگرانی‌ها و آرزوها) پیشران‌های اقدامات فعلی ما هستند. بنابراین‌ آینده امری است که مردم می‌توانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند. مردم برای آنکه عاقلانه عمل کنند، بایستی نسبت به پیامدهای اقدامات خود و دیگران آگاهی و شناخت کافی داشته باشند. همچنین واکنش‌های دیگران و نیروهایی را که خارج از کنترل آن‌هاست بررسی کنند. این پیامدها تنها در آینده خود را نشان می‌دهد. بدین ترتیب‌, افراد نه تنها می‌کوشند امور در حال وقوع را بفهمند، بلکه می‌کوشند اموری را که شاید اتفاق بیفتد یا بالقوه امکان وقوع دارد و یا تحت شرایط خاصی در آینده اتفاق خواهد افتاد, نیز بشناسند. افراد با استفاده از این شناخت حدسی موقعیت کنونی خود را تشخیص داده‌, کارهایشان را دنبال کرده‌, از بستر زمان و فضای مادی و اجتماعی می‌گذرند.</p>
<p dir="rtl">۴. اهمیت آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">سرعت تغییرات آنچنان سرسام‌آور است که دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی با آنها کنار آمد. «اگر با تغییرات همگام نشوید، زیر چرخ عظیم تغییر خرد خواهید شد». اما آیا امکانی برای اطلاع یافتن از آینده برای ما وجود دارد؟ قطعا در مورد آینده هیچ چیز یقینی وجود ندارد و این از اصول اولیه آینده‌شناسی است. اما اصل دیگری هم وجود دارد که: انسان می‌تواند در سرنوشت آینده تأثیرگذار باشد. در این میانه دانشی زاده می‌شود که سعی می‌کند با پیش‌بینی عوامل موثر در تغییرات آینده به صورتی دوگانه، هم مهار تغییرات را در دست گیرد و هم جامعه را برای این تغییرات آماده کند. اینده پژوهی فراتر از پیش‌بینی است و ادعای پیش‌گویی هم ندارد. آینده‌پژوهی هنر شکل دادن به آینده‌است، به آن شکل که آینده را می‌خواهیم. کسانی که این دانش را در دست دارند هم‌اکنون هم به آینده جهان به دلخواه و مطلوب خود، شکل می‌دهند. می‌توان کشورها و جوامعی را دید که نتوانستند خود را با تحولات سازگار کنند و از این جهت از هم فروپاشیدند. آنها ذات تغییر را درست نشناختند. آینده‌شناسی از این منظر دانش شناخت تغییرات است. شناخت آینده از حیاتی ترین علوم مورد نیاز هر انساني است.</p>
<p dir="rtl">۵. پیش‌فرض‌های آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">یکی از پیش فرض‌های‌ آینده‌پژوهی اذعان به وجود گزینه‌های متعدد آینده است‌:</p>
<p dir="rtl">° آینده ممکن: هر چیزی اعم از خوب یا بد, محتمل یا بعید, می‌تواند در آینده رخ دهد.</p>
<p dir="rtl">° آینده‌های محتمل: آنچه به احتمال بسیار زیاد در آینده به وقوع خواهد پیوست (مبتنی بر استمرار روندهای کنونی در آینده).</p>
<p dir="rtl">° آینده‌های مرجّح: آنچه مطلوب‌ترین و مرجّح‌ترین رویداد آینده به شمار می‌رود.</p>
<p dir="rtl">° هدف: محتمل ساختن‌ آینده‌های مرجح یا مطلوب است. بدین منظور باید ازآنچـه که می‌خـواهیـم بیـافرینیم تصـویری روشن و شـفاف در ذهن داشـته باشیـم (به ویـژه از ارزش‌هایی که می‌خواهیم بر جوامع‌ آینده حاکم باشند).</p>
<p dir="rtl">° هدف: توجه به‌ آینده‌های ممکنی است که علی‌رغم تردید در وقوعشان‌, تحقق برخی از آنها اثر بزرگی بر زندگی مردم می‌گذارد.</p>
<p dir="rtl">۶. رویکردهای آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">به حکم عقل سلیم مردم از هم‌اکنون باید بدانند که آینده ممکن است آبستن چه پیشامدهایی باشد؛ کدام پیشامدها احتمال وقوع بیشتری دارند؛ و در میان آن‌ها کدام‌یک از مطلوبیت بیشتری برخوردار است. بر همین اساس، سه رویکرد به مطالعهٔ آینده وجود دارد:</p>
<p dir="rtl">° آینده‌پژوهی تحلیلی، که گاه آینده‌پژوهی اکتشافی نیز نامیده می‌شود؛</p>
<p dir="rtl">° آینده‌پژوهی‌ تصویرپرداز؛ و</p>
<p dir="rtl">° آینده‌پژوهی هنجاری، که گاه آینده‌پژوهی مشارکتی نیز نامیده می‌شود.</p>
<p dir="rtl">۷. برخی روش‌های مورد استفاده در آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">دیده بانی آینده</p>
<p dir="rtl">دلفی</p>
<p dir="rtl">تجزیه و تحلیل روند‌ها</p>
<p dir="rtl">تجزیه و تحلیل پیشران‌ها</p>
<p dir="rtl">سناریو پردازی</p>
<p dir="rtl">چشم انداز سازی</p>
<p dir="rtl">نقشه راه</p>
<p dir="rtl">پس نگری</p>
<p dir="rtl">مدل‌سازي</p>
<p dir="rtl">شبیه سازی</p>
<p dir="rtl">ترکیبی از روش‌های فوق</p>
<p dir="rtl">۸. دیده بانی آینده Horizon Scanning</p>
<p dir="rtl">دیده بانی در معنای عام عبارت است از زیر نظر داشتن یک حیطه خاص با هدف شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های آتی موجود در آن حیطه.</p>
<p dir="rtl">دیده بانی علاوه بر آینده، برای موضوعاتی که در مجاورت زمانی با پارادایم‌های فعلی می‌باشند، نیز انجام می‌شود .</p>
<p dir="rtl">دیده بانی خصوصا به منظور تعیین اولیه حوزه‌های کلیدی جهت انجام تجزیه و تحلیل عمیق بعدی و تهیه سناریو یا نقشه راه برای آن‌ها بسیار رویکرد مفیدی است.</p>
<p dir="rtl">۹. دلفی Delphi</p>
<p dir="rtl">دلفی نوعی مشاوره شامل ۲ مرحله‌است. مرحله اول شامل توزیع پرسشنامه با هدف استعلام نقطه نظرات اولیه از طیف وسیعی از کارشناسان یک حوزه خاص می‌شود. پاسخ‌ها جمع آوری و جهت اظهار نظر مجدد برای همه شرکت کنندگان در همه پرسی ارجاع می‌شود.</p>
<p dir="rtl">دیگر سوالی که از شرکت کنندگان همه پرسی مطرح می‌شود، خود ارزیابی آنهااز سطح صلاحیت خودبرای پاسخ به سوالات است.</p>
<p dir="rtl">دلفی روش خوبی برای بدست آوردن یک تصویر کلی از چیز‌هایی است که در یک زمینه خاص از علوم در حال رخ دادن است. ارسال مجدد پرسشنامه‌ها برای شرکت کنندگان نهایتا باعث می‌شودکه نوعی اجماع نظر در مورد پیش بینی آینده آن حوزه حاصل گردد.</p>
<p dir="rtl">لازم به ذکر است که اين روش نياز به وقت و هزينه زيادي دارد. زيرا ممکن است دفعات رفت و برگشت اين پرسش‌نامه‌ها زياد شود. در عالم کاربرد با دستيابي به درصد خاصي از اجماع و هم‌نظري (consensus)اين چرخه را پايان مي‌دهند.</p>
<p dir="rtl">۱۰. تجزیه و تحلیل روند Trend Analysis</p>
<p dir="rtl">روند‌ها، الگوهای تغییر در چیزهای پراهمیت از دید مشاهده گر هستند که در طول زمان بوقوع می‌پیوندند.</p>
<p dir="rtl">دیده بانی روند‌ها : اولین گام در آینده پژوهی ، کشف روندهایی است که هم اکنون در جریان هستند</p>
<p dir="rtl">این روش در حقیقت پیش بینی آینده از روی قرائن و شواهد تاریخی است که تغییرات یک داده در گذشته نشان می‌دهد.</p>
<p dir="rtl">تجزیه و تحلیل روند‌ها بویژه برای سنجش کارایی سیاستگذاری‌ها و نمایان ساختن مشکلات در حال ایجاد، مفید می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">نقطه ضعف عمده این روش، ساده انگاری نهفته در آن است. در عمل، پیش بینی آینده به سادگی و با تعقیب روند گذشته یک داده بندرت امکان پذیر بوده‌است. این روش بیشتر برای مراقبت از داده هاییبا تغییرات بطئی مثل ”اطلاعات و آمار نفوس“ مناسب است.</p>
<p dir="rtl">بهتر است این روش در مورد بررسی آینده موضوعاتی که نسبت به متغیر‌های بیرونی، تغییرات فوری و سریع نشان می‌دهند (نظیر قیمت نفت) صرفاً به‌عنوان یک بررسی مقدماتی بکار گرفته شود و از روش‌های دیگر آینده پژوهی به‌عنوان روش اصلی استفاده شود. یک دوره بحران (که طی آن تعداد گزینه‌های واکنش محدودتر خواهد بود)می تواند یک مرحله از روند‌های تغییر باشد. با توجه به این موضوع، شناسایی هرچه زودتر یک روند میزان انعطاف پذیری سازمان در تعامل با مراحل مختلف روند تغییر را افزایش می‌دهد.http://wapedia.mobi/fa</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1315</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آینده پژوهی:قسمت اول</title>
		<link>http://monjee.com/news/?p=1309</link>
		<comments>http://monjee.com/news/?p=1309#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 15:11:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>monjee</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات فارسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://monjee.com/news/?p=1309</guid>
		<description><![CDATA[آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگو‌ها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم اینده‌های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد
آینده پژوهی:قسمت اول
آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگو‌ها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگو‌ها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم اینده‌های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد<span id="more-1309"></span></p>
<p dir="rtl">آینده پژوهی:قسمت اول</p>
<p dir="rtl">آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش‌هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگو‌ها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم اینده‌های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می‌پردازد. آینده پژوهی منعکس می‌کند که چگونه از دل تغییرات (یا تغییر نکردن) «امروز»، واقعیت «فردا» تولد می‌یابد.</p>
<p dir="rtl">آینده پژوهی معادل لغت لاتین «Futures Study» است. کلمه جمع Futures به این دلیل استفاده شده‌است که با بهره گیری از طیف وسیعی از متدلوژی‌ها و بجای تصور «فقط یک آینده»، به گمانه زنی‌های سیستماتیک و خردروزانه، در مورد نه فقط «یک آینده» بلکه «چندین آینده متصور» مبادرت می‌شود.</p>
<p dir="rtl">موضوعات آینده پژوهی دربرگیرنده گونه‌های «ممکن» ،«محتمل» و «مطلوب» برای دگرگونی از حال به آینده می‌باشند.</p>
<p dir="rtl">فهرست مندرجات:</p>
<p dir="rtl">۱. ضرورت آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">۲. تاریخچه آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">۳. فایده آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">۴. اهمیت آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">۵. پیش‌فرض‌های آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">۶. رویکردهای آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">۷. برخی روش‌های مورد استفاده در آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">۸. دیده بانی آینده Horizon Scanning</p>
<p dir="rtl">۹. دلفی Delphi</p>
<p dir="rtl">۱۰. تجزیه و تحلیل روند Trend Analysis</p>
<p dir="rtl">۱۱. تجزیه و تحلیل پیش رانها Drivers Analysis</p>
<p dir="rtl">۱۲. سناریوپردازیScenario</p>
<p dir="rtl">۱۳. چشم اندازسازیVisioning</p>
<p dir="rtl">۱۴. نقشه راه Road map</p>
<p dir="rtl">۱۵. پس نگری Back Casting</p>
<p dir="rtl">۱۶. مدل سازي Modelling</p>
<p dir="rtl">۱۷. شبیه سازی Simulation &amp; Gaming</p>
<p dir="rtl">۱۸. ترکیب روش‌های مختلف آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">۱۹. یک مثال ساده برای معرفی رویکرد‌های مختلف آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">۲۰. از دیدگاه آینده‌پژوهان</p>
<p dir="rtl">۲۱. پیوند به بیرون</p>
<p dir="rtl">۲۲. منابع</p>
<p dir="rtl">۱. ضرورت آینده پژوهی</p>
<p dir="rtl">امروزه تغییرات با نرخ سریعتری بوقوع می‌پیوندند. تغییرات فناوری و متعاقبا تغییر در دیگر جنبه‌های زندگی، افزایش روز افزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکز زدایی جوامع و نهاد‌های موجود که بدلیل گسترش فناوری اطلاعات شتاب بیشتری یافته‌است، تمایل روزافزون به جهانی شدن به همراه حفظ ویژگیهای ملی، قومی و فرهنگی و بسیاری عوامل دیگر، لزوم درک بهتر از ”تغییرات“ و ” آینده“ را برای دولتها، کسب وکار‌ها، سازمانها و مردم ایجاب می‌کند.</p>
<p dir="rtl">آینده اساسا قرین به عدم قطعیت است. با این همه آثار و رگه‌هایی از اطلاعات و واقعیات که ریشه در گذشته و حال دارند، می‌توانند رهنمون ما به آینده باشند. ادامه «تصمیم گیری صرفاچندین آینده محتمل بر اساس تجارب گذشته»، غفلت از رصد تغییرات آتی را در پی خواهد داشت و با تلخکامی روبرو خواهد شد.</p>
<p dir="rtl">عدم قطعیت نهفته در آینده برای بعضی، توجیه کننده عدم دور اندیشی آنان است وبرای عده‌ای دیگر منبعی گرانبها از فرصت‌ها.</p>
<p dir="rtl">۲. تاریخچه آینده‌پژوهی</p>
<p dir="rtl">اشتیاق بشر برای دانستن در باره آینده از عهد باستان وجود داشته‌است پیشگویان و کاهن‌ها نمونه‌هایی از کسانی هستند که در گذشته تلاش داشتند به نحوی به این اشتیاق در نزد خاص و عام پاسخ دهند.</p>
<p dir="rtl">اولین نشانه‌های جدی تر توجه بشر به آینده در عصر روشنگری دیده می‌شود، عصری که بشر باور داشت که علوم برای هر چیزی راه حلی خواهند یافت. قوانین نیوتن در مورد حرکت، درک و تحلیل بسیاری ازپدیده‌ها را ممکن ساخته بود. در اثر رشد شتابان علوم در این دوره، متفکرین عصر روشنگری واقعا به این نتیجه رسیده بودند که تنها زمان می‌خواهد تا همه قوانین و قواعد جامعه و محیط پیرامون بشر معلوم و آشکار شود.</p>
<p dir="rtl">در همین دوران، بر خلاف گذشته که بیشتر متفکرین، افق‌های کاملاً روشنی از آینده (مدینه فاضله)، تصویر می‌کردند، تجسم‌های تیره تری از آینده نیز نضج یافت. آثار متفکرینی چون اچ جی ول H.G.Well ، جورج اورول George Orwell و آلدوس هاکسلی Aldous Huxley از زمره چنین اندیشه‌هایی محسوب می‌شود و با چنین نمونه‌هایی است که کلا آینده پژوهی راه خود را به ادبیات باز می‌کند. موفقیت عظیم رمان‌های ژول ورن Jules Verne و پا گرفتن سبک علمی تخیلی در ادبیات، در ادامه همین راه رخ می‌دهد.</p>
<p dir="rtl">برگزاری نمایشگاهی در سال ۱۸۹۳ که در آن اختراعات و ابداعات شگفت انگیزی نظیر تلفن ، لامپ برق و کینتوسکوپ (اولین دوربین فیلمبرداری) معرفی شد، باعث هیجان عمومی گردید. در همان روزها یک نشریه مطرح، فراخوانی از ۷۴ شخصیت برجسته آن روزگاراعلام می‌کندواز آنان می‌خواهد که در مورد قرن بعدی پیش بینی‌هایی بعمل آورند. بعد‌ها معلوم شد که پیش بینی‌های آنان تا حد زیادی خوش بینانه بوده و در ضمن، تقریباً هیچیک از رخداد‌های مهم قرن بیستم نظیر اختراع اتوموبیل، رادیو و تلویزیون، بروز دو جنگ جهانی، کشف انرژی اتمی، پرواز به فضا و البته ظهور کامپیوتر در فهرست آینده نگاری آنان یافت نمی‌شد.</p>
<p dir="rtl">اولین فعالیت آینده پژوهی در قالب یک تحلیل علمی در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ توسط یک گروه محققین و با سرپرستی ویلیام اف آگبرن William F.Ogburn در زمینه جامعه شناسی که علم نوپایی شناخته می‌شد، در آمریکا انجام شد. این گروه برای اولین بار متدولوژی‌های علمی نظیر برون یابی Extrapolation وبررسی‌های علمی را در مورد روند‌های اجتماعی روز آمریکا به انجام رسانده و ضمن انتشار اولین کاتالوگ روند‌ها در آن کشور، موفق به آینده بینی‌های مهمی از جمله افزایش نرخ مهاجرت و ازدیاد طلاق شد. همچنین بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، و به دنبال تجزیه و تحلیل تکنولوژی‌های مورد استفاده در آلمان و ژاپن، متد‌های نوینی برای آینده پژوهی ابداع شد و در نتیجه آن دستاورد‌های تکنولوژی مهم دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شامل رادار، موشک‌های بالیستیک قاره پیما و حمل و نقل هوایی از قبل پیش بینی شد.</p>
<p dir="rtl">در دوران جنگ سرد و مسابقه تسلیحات هسته‌ای، دغدغه مهم دست اندرکاران نظامی، پیش بینی زنجیره رخداد‌هایی بود که پس از یک رویارویی احتمالی هسته‌ای می‌توانست اتفاق بیفتد. از همین رو، اولین بازیهای جنگی War Games بوجود آمد. اینها مدلهایی از یک رویارویی هسته‌ای بودند که احتمالات مختلف را بررسی و تحلیل می‌کردند. شکل کاملتر این مدل‌ها، موجب بوجود آمدن سناریو شدند که امروزه یکی از مهم ترین ابزار‌های آینده پژوهی محسوب می‌شود. با کمک این سناریو‌ها، سلسله رویداد‌های متصور در یک زمان بسیار کوتاه پس از شروع یک جنگ هسته‌ای، قابل تصور ومدل کردن بوده و در نتیجه می‌توان عکس العمل‌ها و نحوه آمادگی‌های لازم برای روبرو شدن با چنین جنگی را تدوین نمود. این مشابه همان نقشی است که سناریو به‌عنوان یک ابزار در آینده پژوهی فعلی بازی می‌کند.</p>
<p dir="rtl">عامل دیگری که باعث رشد آینده پژوهی شد، تحول درطراحی و ساخت تسلیحات نظامی بود. در سالهای جنگ دوم جهانی ، تانک‌ها، هواپیما‌ها و کشتی هادر مدت زمان نسبتاً کوتاهی طراحی، تکمیل و ساخته می‌شدند. اما بعد‌ها با پیچیده ترشدن انواع تسلیحات (موشک‌های قاره پیما، زیر دریایی‌های هسته‌ای و&#8230;)، کار برنامه ریزان صنایع نظامی دشوار شد بدین معنی که مدت زیادی مثلاً ده سال از شروع طراحی تا ساخته شدن نخستین نمونه محصول بطول می‌انجامید. در نتیجه تکنولوژی بکارگرفته شده درابتدای طراحی، در طول پیشرفت پروژه دچار تغییرات اساسی شده و اغلب در برهه ساخت نمونه نخستین، از رده خارج محسوب می‌شد.</p>
<p dir="rtl">درسال ۱۹۶۴ نیاز به پیش بینی تکنولوژی، منجر به انجام یکی از مشهور ترین ارزیابی‌ها با استفاده از روش دلفی Delphi گردید. در چارچوب حمایت‌های موسسه رند Rand، خبرگان فنآوری‌های مختلف طی یک پروژه مشترک مامور شدند که تکنولوژی‌های نوظهوردر یکصد سال آینده را پیش بینی نمایند. بررسی آنان شش مقوله « تحولات مهم علمی»، «کنترل جمعیت»، «اتوماسیون»، «پیشرفت در زمینه علوم فضایی»، «جلوگیری از جنگ» و «سیستم‌های تسلیحاتی» را شامل می‌شد. این تکنیک از افراد می‌خواست که ضمن ارایه ارزیابی خود، پراکندگی پاسخ‌های سایر خبرگان را نیز در نظر گرفته و پس از بحث در مورد تفاوت‌ها، نهایتا ارزیابی‌های تجدید نظرشده خود را ارایه کنند. نتایج این تکنیک بطرز عجیبی در پیش بینی ظهور تکنولوژی‌های دهه‌های بعدی، دقیق بود.</p>
<p dir="rtl">http://wapedia.mobi/fa</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://monjee.com/news/?feed=rss2&amp;p=1309</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>


